تبليغاتX
RASOOLE MEHR

 دوست عزيزي سوالي از من پرسيد كه چرا شيعيان نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشاء را با هم مي خواند و مثل اهل سنت جدا نمي خوانند ؟؟؟

در پاسخ به سوال اين دوستم مطالب زير را نوشتم اميدوارم مفيد باشد .

اولا : درباره جمع بين دو نماز شيعه مي گويد :  جایز است نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشاء را با هم خواند و براي اين حکم شرعی احاديث فراواني از پيامبر (ص) و  ائمه (ع) دارند .

ثانیا : اهل سنت هم اين دو نماز را با هم مي خوانند ولي در جاهايي مانند سفر يا  زير باران و يا در مواقع خوف وامثال اينها و در شرايط معمولي آنها را جدا مي خوانند .

دوست عزيزم : برادران اهل سنت دو كتاب دارند به نام صحيح مسلم و بخاري كه مي گويند همه ي احاديث آن صحيح است در كتاب صحيح مسلم جلد 2 باب الجمع الصلاتين في الحضر يك حديث آمده كه خدمت شما برادر محترم عرض مي كنم « حدثنا يحيي بن يحيي .... عن ابن عباس قال صلي رسول الله صلي الله عليه و سلم الظهر والعصر جميعا و المغرب و العشاء جميعا في غير خوف و لا سفر » ترجمه : ابن عباس مي گويد پيامبر (ص)نماز ظهر و  عصر و نماز مغرب و عشاء را جمع خواند در غير خوف و غير سفر .

خود برادران اهل سنت نوشته اند كه پيامبر در شرايط عادي كه در وطن بودند و هيچ خطري ايشان را تهديد نمي كرد دو تا نماز را با هم خواندند . خوب وقتي پيامبر اين كار را كرد پس ما هم مي توانيم اين كار را بكنيم توجه داشته باش اين حديث را همه ي اهل سنت صحيح مي دانند .

 پيامبر علت اينكه بين دو نماز را جمع خوانده را بيان كرده است و آن اين است كه « امت من به سختي نيفتد »

 برادر من :خودت خوب مي داني كه اهل سنت روزي 5 بار براي نماز به مسجد مي روند يعني صبح به مسجد مي روند و برمي گردند بعدش براي نماز ظهر به مسجد  مي روند وبر مي گردند و چند ساعت بعد براي نماز عصر دوباره مسجد مي آيند. باز دوباره براي نماز مغرب به مسجد مي آيند. دوباره به خانه مي روند و چند ساعت بعد برمي گردند و نماز عشاء را مي خوانند . خوب كسي كه روزي 5 بار به مسجد بيايد براي نماز خواندن به كارهاي زندگي و زن و بچه ي خود نمي رسد و يك آدم بي كاري مي خواهد كه هميشه به خانه برود و به مسجد برگردد .

اين را پيامبر(ص) مي دانست و مي دانست كه امتش به سختي مي افتد لذا به مسلمانان فرمود شما مي توانيد بين نماز ظهرو عصر و نماز مغرب و عشاء جمع كنيد تا به سختي نيفتيد . و خود ايشان اين كار را كرد و نماز را به صورت جمع خواند تا مسلمانان ببينند و عمل كنند همانطور كه اهل سنت نوشته اند .

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در چهارشنبه 15 مهر1388 و ساعت 19:1 | Yahoo Sig

روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!
در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت !!!


میدانید چـــــرا ؟


ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش

  اگر ما در ميان اعتقادات و باورهاى خويش جستجو کنيم، بى‌ترديد ديوارهاى شيشه‌اى بلند و سختى را پيدا خواهيم کرد که نتيجه مشاهدات وتجربيات ماست و خيلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائيده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند.

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در چهارشنبه 15 مهر1388 و ساعت 18:48 | Yahoo Sig
 نوروز پاکان (اندر آداب روز عید) 
 پیامک های عید فطری 
 عید شیرینی و لبخند 
 بر دریچه های آفتاب صبح 
 24 پیام کوتاه برای عید فطر 
 جود و جبروت 
 چرا فطر، عید است؟ 
 معرفی سایت «فطرنیوز» 
 چرا در اعلام روز عید اختلاف پیش می آید؟ 
 شکرانه طاعت 
 شوق دیدار 
 آغازی بر یک پایان 
 میعاد رهایی 
 جشنواره افلاکیان 
 عطر بندگی 
 روز رستگاری 
 هلال عید بر ابروی یار 
 سپیدترین تبریک، پرنده‌ترین روز 
 ای بنده‌ی من! 
 ماه نو 
 وداع و سلام 
 ای صاحب عید 
 احکام زکات فطره 
 ویژه نامه سالهای پیشین 
 ترانه‌های آسمانی (موسیقی) 
 اعلام نتایج مسابقه "بسم الله" 
 کتابخانه تخصصی روزه و رمضان 
 اعلام نتایج مسابقه عکس شهر نور 
 اعلام نتایج مسابقه آیات دل‌انگیز 
 اعلام نتایج مسابقه یک صدا یک سوال 
 احکام زکات فطره(تصویری)
احکام  قضا و کفاره روزه(تصویری)
فضیلت عید فطر (صوتی)
سرودهای عید فطر
احکام عید فطر
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در دوشنبه 30 شهریور1388 و ساعت 9:24 | Yahoo Sig

کاروان "شناختنامه" قرآن، اينک در آستانه بلند سوره "الرحمن" ايستاده‏است، منزلگاهي ديگر از پنجاه و پنجمين وادي نور.نام بلندآوازه اين سوره‏، «رحمن»، همان نام شکوهمندانه خداست، خدايي که آموزنده کتاب تشريع، قرآن، آفريننده کتاب تکوين،انسان، و بيان آموز اولين و آخرين است.درباره فرودگاه اين سوره، ديدگاه مشهور همان قول «ابن عباس» است که مي گويد: آيات اين سوره، جز آيه 29، همگي در مكّه فرود آمده است امّا عده اي ديگر از مفسران، چون «حسن» بر آنند كه آيات اين سوره بي استثناء، جملگي در مدينه نازل شده است.

در اهميت تلاوت اين سوره روايتهايي بي شمار وارد شده است از جمله پيامبر رحمت گستر درباره اش فرموده است: "من قرأ سورة الرحمن رحم الله ضعفه و ادى شكر ما انعم الله عليه. هر كس سوره مباركه «رحمن» را تلاوت كند، خدا به ناتوانى او در سپاس نعمت‏ها رحمت مى‏آورد و حق سپاس نعمت‏هايى را كه به او ارزانى داشته است، خودش ادا مى‏كند."( 1)

بيان امام كاظم (ع) نيز مشهور است که آنرا "عروس قرآن" خوانده و فرموده است:"لكلِّ شى‏ءٍ عروس، و عروس القرآن سورة الرحمن جلّ ذكره"اما بشنويد از رييس مکتب شيعه، امام صادق (ع) که مي فرمايد: " لاتدعوا قراءة القرآن و القيام بها، فانها لاتقر فى قلوب المنافقين و تأتى ربّها يوم القيامة فى صورة آدمىّ فى احسن صورة و اطيب ريح حتى تقف من الله موفقاً لا يكو ن احد اقرب الى الله منها..." تلاوت سوره مباركه رحمن و قيام به آموزش درس‏هاى آن را هرگز رها نكنيد، چرا كه اين سوره هرگز در دل‏هاى نفاق‏گرايان و اصلاح‏ناپذيران استقرار نمى‏يابد، و خدا آن را در روز رستاخيز در چهره انسانى - كه داراى زيباترين سيما و دل‏انگيزترين و خوشبوترين رايحه است - قرار مى‏دهد.

آن گاه در نزديك‏ترين جايى كه از همگان به خدا بيشتر تقرب دارد مى‏ايستد. خدا از او مى‏پرسد: چه كسى در دنيا به مفاهيم و معارف و درس‏هاى تو ارج نهاد و تو را تلاوت كرد و به مقررات تو عمل نمود؟ او در پاسخ پروردگارش نام‏هايى را برمى‏شمارد و با آمدن نام هر كس، چهره او نيز در برابر ديدگان مردم سپيد و درخشان مى‏گردد. در اين هنگام خداى فرزانه به آنان خطاب مى‏كند كه: اينك شما مى‏توانيد در مورد هر آن كس كه بخواهيد شفاعت كنيد و آنان بسيارى را شفاعت مى‏كنند و شفاعت آنان به لطف خدا مورد قبول قرار مى‏گيرد و به آنان پيام مى‏رسد كه همگى شما وارد بهشت پرطراوت و زيبا شويد و در هر كجاى آن خواستيد زندگى كني(2)

اکنون نگاهي گذرا بر محتواي اين سوره بيندازيم:

"سوره ي مبارکه، به خلقت اجزاء عالم از آسمان ، زمين ، دريا، انسان و جن، توسط خداوند بلندمرتبه سخن گفته و به نظم عالم که مورد استفاده جن و انس است اشاره مي کند. عالم را به دو مرحله، زندگي دنيا که با فنا و نيستي اهلش فاني خواهد شد و مرحله ي حيات آخرت که جاودانه بوده و در آن مسير سعادت و شقاء و اهل آن از يکديگر جدا خواهند شد، تقسيم مي کند. نظام وجود، اعم از دنيا و آخرت بوده و يک نظام واحد است که اجزاء آن به يکديگر ارتباط داشته و همديگر را تکميل مي کنند.

هر نعمتي در دار وجود است از آن حق تعالي است. به همين جهت مکرراً اعتراف مي گيرد «فبأي آلاء ربّکما تکذبان»3.سوره با نام خداوند با صفت رحمت عامه اش که شامل مؤمن و کافر مي شود آغاز مي گردد و با ثناء او به پايان مي رسد. «تبارک اسم ربک ذي الجلال و الاکرام4

«کلّ من عليها فان و يبقي وجه ربک ذوالجلال و الاکرام.»5

همه ي صاحبان عمل از جن و انس فاني اند. دنيا به سرخواهد آمد و تمامي طوايف جن و انس فاني خواهند شد . نشأة و حياتي ديگر ظهور خواهد کرد و اين فناء حيات دنيا و ظهور حيات آخرت هر دو از نعمتهاي الهي است زيرا حيات دنيا مقدمه رسيدن به آخرت است و گذشتن از مقدمه و رسيدن به هدف نعمت است . حقيقت اين فنا ،رجوع إلي الله و انتقال ازدنيا است نه فناء مطلق و نابود شدن. تنها چيزي که باقي مي ماند وجه الله است که تمامي صفات جمالي و جلالي حق را داراست." 6

پــــي نوشــــتها :

1- مجمع البيان، ذيل تفسير سوره الرحمن

2- همان

3- الرحمن/25

4- الرحمن/78

5-  الرحمن:26-27

6-  الميزان ج 19ص105-106

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در سه شنبه 24 شهریور1388 و ساعت 14:59 | Yahoo Sig

القدس لناالقدس لنا

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در سه شنبه 24 شهریور1388 و ساعت 11:11 | Yahoo Sig

این مطلب رو به درخواست یکی از دوستان آوردم

حجرات.ق.بلد.شمس.ضحی.شرح.علق حامد

حامد شاکرنژاد سوره مریم تلاوت ۱ساعت و ۵۰ دقیقه ای در قم
            

نمل

نازعات فجر بلد

بقره

انعام

طین و علق حامد شاکرنژاد

تحریم-نصر

طه تین

قصص بلد کوثر

حدید فجر

فجر بلد

ابراهیم ضحی انشراح علق

آل عمران کهف ضحی انشراح حمد

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در یکشنبه 22 شهریور1388 و ساعت 13:32 | Yahoo Sig

علل کم رنگ شدن روابط عاطفی بین همسران

عشق

 
 
 
 
 

روزهای اول آشنایی برای بسیاری از همسران ، سرشار از لحظات گرم و به یاد ماندنی است. روزهایی که انتظار کشیدن برای باهم بودن بسیارلذت بخش است و زن وشوهر گمان می کنند ، عشقشان هرگز پایان نخواهد گرفت.

 

حرف ها قشنگ است و آرزوها رویایی . هر چقدر هم که منطقی انتخاب کرده باشید باز هم با شروع باهم بودن و محرمیت ، اوج احساسات طرفین روز های شیرینی را می سازد که هرچند با « زیر یک سقف » رفتن کم کم مشکلات و اختلاف نظرها نمایان می شود اما به دلیل جاذبه ی خاصی که همسران برای هم دارند ، این اختلافات تحت الشعاع قرار می گیرد.

 

اگر همسران در کنار داشتن لحظاتی عاشقانه  به فکر نزدیکی بیشتر افکار و روش زندگی شان نباشند ،بعد از مدتی که احساسات و نیازهایشان فروکش کرد ، و جنبه ی منطقی بیشتری گرفت ، مشکلات نمایان تر می شوند.

متاسفانه خیلی از ازدواج ها این سیر را ادامه می دهند و به جایی می رسند که بعد از گذشت سال ها و داشت فرزند یا فرزندان دیگر دو نفر کاملا از هم دور شده و چون دو هم خانه ی کمی آشنا زندگی می کنند.یگر برای دیدن هم انتظار نمی کشند وگاهی از دیدن هم فرار هم می کنند.

مامان بچه ها و بابای بچه ها ، بجای اینکه باز هم با هم از دنیا یشان ،فکرهاو آرزوهای شان صحبت کنند ،اگر فرصتی برای با هم بودن داشته باشند ،آنرا به مدرسه ی فرزند و خرید لوازم خانه و شکایت از خانواده ی هم و در مواقع حاد تر افسوس آرزوهای بر باد رفته  می گذرانند.

البته اگر بخواهیم واقع بین باشیم باید بگوئیم که حفظ ارتباط عاشقانه در طول سالیان و با توجه به مشکلات و رویدادهایی که در طول زندگی اجتناب ناپذیر است ،کارساده ای نیست و نیاز به توجه و همراهی طرفین دارد.اما اگر نتیجه بدهد بسیار لذت بخش است . تصور کنید سال های سال زندگی مشترک در کنار کسی که با تمام وجود دوستش دارید ، بسیار شیرین خواهد بود.اصلا تعبیر زیبای «به پای هم پیر شین» که در روز های اول آشنایی خیلی ها به زوج های جوان می گویند، به این معنی نیست که همدیگر را تحمل کنید تا مو هایتان سفید شود بلکه آرزویی است که در پشت کلمات ظاهری اش معنی زیبای عشقی جاودانه را به همراه دارد.

 

عوامل سرد شدن روابط همسران بعد از گذشت سال ها:

- تغییر در طول زمان .

بین دونفرکه تصمیم به ازدواج می گیرند ، نقاط مشترک زیادی وجود دارد ولی از آنجا که انسان ها در طول زمان تغییر می کنند.هر کدام از همسران هم در طول سالیان تغییر کرده اما با هم و به یک سمت تغییر نمی کنند . به همین دلیل بعد از ده سال هر کدام کیلومتر ها از نقطه ی آغاز فاصله گرفتند ، آن هم در مسیر های مختلف.

 

-صاحب فرزند شدن. 

ورود فرزندان به زندگی همانقدر که علتی است برای امکان بیشتر باهم بودن ، در اثر غفلت زن وشوهر بخصوص زن ،می تواند خود علتی برای فراموش کردن و کم رنگ شدن طرف مقابل باشد.

 

- ادامه ی تحصیل و علایق شغلی.

 هر کدام از همسران ممکن است در طول زندگی مشترک به فکر ادامه ی تحصیل بیافتند و یا در شغلشان پیشرفت کرده و وقت بیشتری را صرف آن کنند و یا حتی در زمانی در کارشان دچار بحران شده و هم وقت بیشتری را بیرون از خانه صرف کنند و هم از لحاظ روحی تحت فشار باشند ، هرکدام از این عوامل اگر درست مدیریت نشود ، ممکن است به ارتباط زن وشوهر لطمه وارد کند.

 

 

- از بین رفتن جاذبه های زن وشوهری.

خیلی از همسران بعداز بچه دار شدن و گذشت چند سال ،احساس می کنند دیگر از آن ها گذشته است. حلال خداوند را بر خود حرام کرده و از هر گونه ابراز محبت نسبت به همسر ابا می کنند در صورتی که نیاز ها به قوت خود باقی است وهمین دوری کردن از نیاز طبیعی باعث بد خلقی و بهانه گیری طرفین می شود.

 

- حل نکردن اختلافات در زمان مناسب.

زن و شوهر هر چقدر هم که زندگی خوبی داشته باشند بالاخره گاهی اختلاف پیدا کرده و ممکن است در حین بگومگو حرف هایی را که نباید ،بگویند. بعضی از همسران کدورت ها را از بین نمی برند ، راجع به آن با یکدیگر حرف نمی زنند و بدین صورت گره های کوچک را تبدیل به گره ای کور می کنند که به این سادگی ها قابل گشودن نیست و همین باعث می شود تا هر گاه به زندگی مشترک شان فکر می کنند ، یاد ناملایمات و خاطرات تلخشان می افتند.

 

- عدم تلاش برای جذب یکدیگر.

دختر و پسری که برای جای شدن در دل یکدیگر ، هر کاری می کردند و زیباترین واژه ها را بکار می بردند ، دیگر اهمیتی به احساس همسرشان در قبال عملکرد خود نمی دهند و برایشان دیگران (فامیل،همکار،همسایه و..)مهم تر از شریک زندگی شان است.

 

اگر به زندگی اطرافیان و خودمان توجه کنیم دلایل دیگری را که باعث از بین رفتن احساس روزهای اول آشنایی می شود

را پیدا می کنیم که می تواند به زندگی مان کمک کند . یادمان باشد حفظ رابطه به بهترین وجه ،ارزشمند ترین هدیه ای است که به خود ،همسر و فرزندانمان می دهیم.

خوشبخت و عاشق بمانید...

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 21 شهریور1388 و ساعت 17:11 | Yahoo Sig

شاهکار اسطوره تلاوت مصر

 

درست یادم نیست که در کدام یک از نوشته های  مربوط به شاعر و متفکر بزرگ پاکستان، علامه اقبال لاهوری، خواندم که گفته بود به هنگام قرائت قرآن، حال خود را به گونه ای تصور کن که گویی آیات کلام حق، اینک بر جان تو فرود می آید و تو تنها مخاطب مستقیم سخن پروردگارهستی. 

شاید استاد عبدالباسط، صاحب این حنجره طلایی که اینک ترنم داوودیش فراتر از هر نسیم روح بخشی گوش جانتان را می نوازد، آن روز که در حرم مقدس امام موسای کاظم - درود عرشیان و فرشیان بر او- سوره حشر را تلاوت می کرد خود را در چنین فضایی مجسّم می دید که آوایش اینگونه آفاق جهان را در نوردید و برای ابد جاودانه شد.

نغمه لاهوتی و سرمست کننده این استاد بلند آوازه در دلهای آماده و روحهای آزاده چنان اثر می گذاشت که صدها نفر از خیل اهل کتاب را به سوی دین مبین اسلام رهنمون می ساخت.

در تلاوت های ماندگار او اما، سوره حشر الحق که میراثی جاودانه است.

درباره این تلاوت از استاد پرسیده اند که آیا چون در مجلس پادشاه عراق تلاوت می کردی اینگونه زیبا و دلنشین خواندی؟

پاسخ استاد که نشان از میزان توجه و علاقه وافر او به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام داشت چنین بود:

"من در مجالس کثیری از پادشاهان بلاد مختلف قرآن خوانده ام اما هیچ کدام چنین تاثیر گذار نبود بلکه حضور در بارگاه مقدس یک امام، موسی کاظم علیه السلام، بود که این حس و حال روحانی را برای من ایجاد کرد و من پیش از تلاوتم از ان امام همام اذن گرفتم".*

(این تلاوت دلکش و جان نواز، هدیه  برای گوشهای زیباپسند شما)

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 14 شهریور1388 و ساعت 12:12 | Yahoo Sig

 

 

 

 

 

 

سیره و سیمای امام حسن علیه السلام 

 مراسم نامگذاری امام حسن علیه السلام 
 قرآن در سخن امام حسن علیه السلام 
 داستانهایی شگرف از زندگانی امام حسن علیه السلام 
 شش سوال مبهم از امام حسن علیه السلام 
 شفاعت امام حسن علیه السلام 
 دعای خیر امام حسن علیه السلام 
 سلوک قرآنی امام حسن علیه السلام 
 امام حسن علیه السلام، اسوه احسان 
 امشب علی و فاطمه لبخند می زنند 
 چهل حدیث مجتبوی 
 پیامک های برگزیده 
 امام حسن و نماز 
 شاخ گل پر برکت 
 سفره دار مدینه 
 سکه شهر حسن 
 بزم شادی (مولودی خوانی) 
 آفتاب حسن (نماهنگ) 
 ساغر معرفت (سخنرانی علما پیرامون شخصیت امام مجتبی علیه السلام) 
 کتابخانه امام حسن مجتبی علیه السلام 
 داستانهایی مصور پیرامون سیره و شخصیت امام حسن علیه السلام 
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 14 شهریور1388 و ساعت 12:3 | Yahoo Sig
مقام معظم رهبری 
شرح: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری


آیت الله فاضل لنکرانی 
شرح: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله فاضل لنکرانی


آیت الله وحید خراسانی 
شرح: دفتر آیت الله وحید خراسانی


آیت الله نوری همدانی 
شرح: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله نوری همدانی


آیت الله مکارم شیرازی 
شرح: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی


آیت الله محمد تقی بهجت 
شرح: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله محمد تقی بهجت


آیت الله مصباح یزدی 
شرح: پایگاه اطلاع رسانی آثار آیت الله مصباح یزدی



آیت الله حاج سید علی حسینی سیستانی 
شرح: سایت دفتر آیت الله حاج سید علی حسینی سیستانی


+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در سه شنبه 10 شهریور1388 و ساعت 14:51 | Yahoo Sig

صندوق جوانان خیر آذربایجان شرقی

شاید شنیده باشید که این صندوق با بحران مواجه شده ، راستی می دونید قضیه چیه ؟

۷ سال پیش این صندوق با همت تعدادی بچه های بسیجی و مذهبی مرند با هدف نهادینه کردن و گسترش فرهنگ و سنت قرض الحسنه اقدام به تاسیس این صندوق نمودند و طی این سالها با استقبال مردم آذربایجان و شمالغرب روبرو شده بطوریکه تعداد شعب آن به ۲۰ شعبه رسید و سرمایه بالغ بر ۱۸۰ میلیارد تومان ؛ و این موسسه با قدرت روزافزون مسیر پیشرفت رو طی می کرد و وام های خود را با ۳ درصد بصورت قرض الحسنه به مردم پرداخت می کرد . و این روند ادامه داشت تا اینکه موسسات رقیب این صندوق که دیدن بنگاه تجاری شان با رکود و عدم استقبال مردم روبرو شده شروع به پخش شبنامه و شایعه توسط کارکنانشان نمودند که صندوق جوانان خیر در حال ورشکستگی است و این شایعه را چنان پر بال دادند تا مردم به صندوق هجوم برده و پولهای خود را از صندوق بیرون بکشند و به اصطلاح حال این خیرین جوان را بگیرن البته مسئولین این صندوق با تدابیر ویژه سعی نمودند تا جو را آرام کنند و پول هرکسی که پولش را می خواست به خودش بدهند اگرچه در این میان دادستان محترم تبریز و ارومیه در خبرهای استانی به شایعه بودن این خبرها اذعان نمودند و از عملکرد صندوق حمایت کردند ولی چون مردم که عوامانه فقط بدلیل ترس بی مورد هنوز دست بردار نبوده و همچنان اصرار بر اخذ موجودی خود می کردند که با تدبیر هوشمندانه مسئولین موسسه این امر محقق شد و تقریبا رفته رفته به روال عادی بر می گردد

در این میان افراد مطلع و عاقلی نیز بودند که با دانستن اینکه این شایعات توطئه رقبا است؛ موجودی خود را حفظ کرده و در آگاهی دادن مردم به برگشت دادن پول به صندوق تلاش نمودند که جای تقدیر دارد

همچنین طلاب و روحانیون و بسیجیان آذربایجان نیز با ضمن انتشار بیانه ای حمایت خود را از مسئولین این صندوق اعلام نموده و در یک حرکت نمادین اقدام به افتتاح حساب نمودند

امام جمعه محترم مرند نیز در نمازجمعه ( ۱۹ بهمن) با اعلام حمایت از مسئولین صندوق مردم را به برگرداندن پولها و حمایت همه جانبه از این موسسه در جهت تقویت سنت قرض الحسنه دعوت نمودند .

 

 

 

بمن منظور جهت جلوگیری از توطئه براندازی قرض الحسنه و زیاده خواهی برخی از موسسات بانکی کشور همه باهم متحد شده و مردم را آگاهی دهیم .

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در یکشنبه 20 بهمن1387 و ساعت 17:15 | Yahoo Sig

روز عيد سعيد غدير يکي از اين ايام سرورآل محمد(ص) است که بعنوان «عيدالاکبر» ناميده شده است. اين روز، روز اکمال دين و اتمام نعمت هاي پروردگار، به خاطر واقعه غدير و انتصاب شايسته و بحق حضرت علي(ع)- به امر الهي- به جانشيني رسول معظم(ص) مي باشد.
از اين‌رو شايسته خواهد بود که به پاس قدرداني از اين نعمت عظيم الهي و عرض ادب به ساحت مقدس اميرالمؤمنين علي(ع)، عيد سعيد غدير را در خانواده و اجتماع با شکوه فراوان برگزار نماييم و از برکات معنوي اين روز عزيز بهره مند باشيم؛ آمين.
آنچه در اين مختصر تقديم مي گردد آدابي است که بزرگان به منظور گراميداشت اين روز عزيز تعليم فرموده اند که به شرح زير از نظرتان مي گذرد:
1- روزه:
روزه عيد غدير از مستحباتي است که مکرر بر آن سفارش شده است. اميرالمؤمنين(ع) در خطبه اي که در روز عيدغدير ايراد کردند، فرمودند: روزه عيد غدير از مستحباتي است که خداوند بدان فراخوانده است.
حضرت امام صادق(ع) فرمودند: «يجب عليکم صيامه شکرالله و حمدالله»
برشما لازم است که در روز عيد غدير، براي سپاسگزاري از خداوند و ستودن او، روز بگيريد.
شخصي از امام صادق(ع) پرسيد چه کاري شايسته روز غدير است و چه عاملي در آن، استحباب دارد؟
حضرت پاسخ دادند: روزه و...
پاداش روزه عيد غدير:
امام صادق(ع) فرموده اند: «روزه داشتن در روز عيدغدير پاداشي معادل روزه گرفتن در همه عمر دنيا را دارد.»
يا فرموده اند: «روزه داشتن روز عيد غديرخم، کفاره گناه شصت سال است.»
2- افطاري دادن:
از اعمالي که به انجام آن در روز عيد غدير سفارش شده است، افطاري دادن به روزه داران است.
حضرت علي(ع) فرمودند: «کسي که در شامگاه عيد غدير، به يک مؤمن افطاري دهد گويا يک ميليون نفر از پيامبران، شهيدان و صديقان را افطاري داده است. حال، چگونه است پاداش کسي که گروهي از مردان و زنان را افطاري دهد و من ضامنم نزد خدا که از کفر و فقر آسوده گردد و اگر در همان روز يا همان شب تا عيد غدير سال ديگر بميرد، بر خداوند است پاداش او.»
3- اطعام:
از سنت هاي مؤکد ديگر در روز عيد غدير پذيرايي از مؤمنان است.
امام صادق(ع) يکي از وظايف عيد غدير را چنين فرمودند: «و اطعم اخوانک»
و برادرانت را طعام ده.
4- آراستن:
از ديرباز، عيدها و جشن ها با نظافت، غبارزدايي، پيراستن و آراستن همراه بوده است. شيعيان بايد اين روشها را براي عيدغدير نيز رعايت نمايند؛ چرا که حضرت امام رضا(ع) مي فرمايند:«روز غدير، روز آراستن و زينت است پس هرکس براي روز غدير، زينت کند، خداوند هر خطاي کوچک و بزرگ او را مي آمرزد و فرشتگاني را به سوي او مي فرستد، آنان نيکي هاي او را مي نگارند و مراتبش را تا عيد غدير سال آينده بالا مي برند. اگر او جان دهد، شهيد مرده است و اگر زيست کند، خوشبخت زيسته است.»
پس چه زيبا خواهد بود که سر در منازل و اماکن عمومي- تجارتي و اداري چراغاني شود تا شامل اين پاداش بزرگ گردد.
5- لباس نو پوشيدن:
ما ايرانيان در عيد نوروز که عيد تحويل سال است نه تحول انسان، لباس نو مي پوشيم، پس چرا در عيد بزرگ ولايت، تن پوش نو نپوشيم؟ بجا خواهد بود که در اين روز بزرگ لباس نو بپوشيم و بپوشانيم.
حضرت امام صادق(ع) مي فرمايد: «و ان يلبس المؤمن انظف ثيابه و افخرها»
يکي از وظايف روز غدير اين است که مؤمن، تميزترين و گرانقدرترين جامه هاي خويش را بپوشد.
6- بوي خوش:
اسلام درباره بکارگيري بوي خوش و زدن عطر سفارش زياد دارد. بخصوص در ايام عيد سعيد غدير سفارش ويژه اي نسبت به اين سنت خوب مي کند. امام صادق(ع) در پي وظايف مؤمن در روز غدير فرمودند: «و يتطيب امکانه و انبساط يده»
و مؤمن، به اندازه توان و دست باز بودنش، بوي خوش استعمال کند.
7- ديدار با مؤمنان:
زيارت برادران مؤمن از سنت هاي مهم در اسلام است، ليکن در روز عيد غدير، ديد و بازديد جزو يکي از شعائر مذهبي و ولايي مي گردد و بيشتر و بهتر مورد سفارش قرار مي گيرد و پاداش افزونتري مي يابد.
«هرکس در روز غدير به ديدار مؤمني رود، خداوند، هفتاد نور در قبرش داخل کند و قبرش را بگستراند و هر روز، هفتاد هزار فرشته به زيارت قبرش آيد و به او مژده بهشت دهد.»
8- مصافحه (دست دادن):
دست دادن باعث افزايش محبت دو برادر ديني و سبب ريزش گناه و آمرزش مي گردد و دست دادن در روز عيد غدير که عيد ولايت است جلوه ديگري دارد، به همين جهت در اين روز مصافحه (دست دادن) مورد تأکيد و سفارش قرار گرفته است.
حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) فرمود: «و اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم»
در روز غدير، هنگامي که باهم ملاقات مي کنيد همراه با سلام کردن به يکديگر دست بدهيد.
9- تبريک گفتن:
رسم ديرين بشر اين است که وقتي نعمتي به انسان مي رسد يا پيروزي نصيبش مي شود تبريک گفتن لازمه آن است، و تبريک گفتن در روز عيد غدير از شعائر شيعه مي باشد و مي شود گفت گرم ترين و واقعي ترين تبريک ها براي عيد غدير است.
حضرت رضا(ع) مي فرمايد: «و هو يوم التهنيه يهني بعضکم بعضاً فاذا لقي المؤمن اخاء يقول:
الحمدلله الذي جعل من المتمسکين بولايه اميرالمؤمنين و الائمه سلام الله عليهما»
روز عيد غدير روز تهنيت گويي است، بعضي از شما به بعض ديگر تهنيت بگويد و هرگاه مؤمني با برادرش برخورد کرد، بگويد، ستايش مخصوص خداوندي است که ما را از پيوستگان به ولايت اميرالمؤمنين(ع) و امامان(ع) قرار داد.
10- دلجويي و مهرورزي متقابل:
حضرت رضا(ع) روز غدير را «يوم التودد» خواندند يعني روز مهر ورزيدن.
در چنين روزي بايد معتقدان به ولايت غم را از دل دوستان حضرت به هر نحوي که مقدور باشد برطرف نمايند.
11-ايجاد زمينه هاي شادماني:
عيد غدير يادآور بزرگترين و گرانقدرترين خاطره اسلام است يعني خاطره استمرار رسالت پيامبر(ص) به امامت علي(ع)
در چنين روزي نه تنها خود بايد دلشاد باشيم بلکه بايد زمينه شادماني ديگر برادران ايماني را هم فراهم بياوريم.
حضرت رضا(ع) مي فرمايند: «سر فيه کل مؤمن و مومنه »
(در روز غدير) هر مرد و زن مؤمني را شادمان سازيد.
12-پيوند با بستگان و خويشان:
از سفارشات موکد اسلام صله رحم است. در اين روز زمينه اين عمل الهي کاملا فراهم است.
حضرت صادق(ع) صله رحم را يکي از اعمال روز غدير برشمردند. «شايسته است (در روز غدير) با نيکي کردن، روزه گرفتن، نماز خواندن و صله رحم به سوي خداوند متعال، تقرب جوييد.»
13-فراهم کردن آسايش بيشتر خانواده:
يکي از دستورات اسلام ايجاد زمينه هاي لازم در جهت راحتي و آسايش خانواده است و به مناسبت عيد غدير تاکيد بيشتري شده است.
حضرت امام صادق(ع) مي فرمايند: «و يوسع الرجل فيه علي عياله»
در روز غدير، مرد، بايد آسايش زندگي را افزايش دهد.
14-کارگشايي و رفع نياز مردم:
برآورده ساختن نيازهاي مردم و رفع گرفتاري آنان از سنت هاي پسنديده در اسلام است و به انجام اينگونه کارها تاکيد فراوان شده است.
صاحب ولايت، علي(ع) مي فرمايند: «والبر فيه يثمرالمال و يزيد في العمر»
نيکي کردن (در روز غدير) ما را ثمربخش مي سازد و بر عمر مي افزايد.
15-هديه دادن:
هديه دادن و گرفتن با رعايت ضوابط شرعي کار پسنديده اي است و اثرات رواني خاصي مخصوصا در کودکان و نوجوانان دارد و بهترين زمان هديه دادن، عيد غدير است.
و حضرت رضا(ع) عيد غدير را روز هديه و بخشش مي نامد: «يوم الحباء و العطيه »
(عيد غدير) روز بخشش و هديه دادن است.
16- ابراز برائت:
اعلام بيزاري از دشمنان خداوند از پايه هاي اساسي اسلام است، و روز غدير، روز بيزاري از کساني است که با نپذيرفتن امامت حضرت علي(ع) آشکارا با خدا و با پيامبر خدا مخالفت نمودند و بزرگترين جنايت و خيانت را به تاريخ بشريت کردند و در حقيقت اين عدم پذيرش سرآغاز تمام بدبختي ها و بيچارگي ها بود.
بنابراين، روز غدير، روز برائت از اين همه ستمکاري و ستمکاران است. در يکي از دعاهاي روز غدير آمده است: «ما بيزاري مي جوييم از آن کس که از علي(ع) بيزاري جويد و دشمن داريم آن کس که علي (ع) را دشمن دارد.»
17- کثرت در فرستادن صلوات:
حضرت رضا (ع) در وصف عيد غدير فرمود: «يوم اکثار الصلوه علي محمد و آل محمد»
روز غدير روز صلوات فرستادن فراوان بر محمد و آل محمد است.
18- غسل:
امام صادق (ع) فرمودند: «هنگامي که روز غدير فرا برسد بايد در فراز آن (هنگام ظهر) غسل کرد.
19- نماز و نيايش:
روز عيد غدير بهترين فرصت و موقعيت براي نيايش است. چرا که روز غدير، روز سپاس و ستايش به پيشگاه حضرت احديت است.
حضرت رضا (ع) مي فرمايد: روز غدير روزي است که خداوند بر توان کسي که او را نيايش کند، مي افزايد.
و فرمود: «روز غدير روزي است که دعا در آن مستجاب مي گردد.»
نماز عيد غدير دو رکعت است که بايد در هر رکعت پس از حمد ده مرتبه سوره توحيد، ده بار آيه الکرسي و ده مرتبه سور قدر را بخواند وقت نماز نيم ساعت پيش از ظهر است. پاداش اين نماز برابر است با صد هزار حج، صد هزار عمره، و هرچه از خداوند بخواهد برآورده مي شود.
20- زيارت:
زيارت يکي از سنن سازنده اسلامي است. چه از نزديک چه از دور، زيارت يک پيوند معنوي بسيار قوي بين شيعه و مقدساتش است و از جمله آنها زيارت حضرت علي (ع) از دور و نزديک است.
امام رضا (ع) به پسر ابي نصر فرمودند: «هرجا که باشي، در روز عيدغدير در بارگاه اميرالمومنين (ع) حاضر باش. بي ترديد، خداوند، گناهان شصت ساله هر مرد و زن مومن را مي آمرزد و چند برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر و شب عيد فطر از آتش آزاد ساخته در آن روز آزاد مي سازد.»
21- خواندن دعاي ندبه:
طبق مدارک معتبر خواندن دعاي ندبه در چهار عيد مستحب است: جمعه، فطر، قربان و غدير.
توجه به فرازهاي آن بخصوص آن قسمت که در رابطه با غدير و خلافت حضرت علي (ع) مي باشد ضروري است.
22- پيمان برادري (عقد اخوت):
سنت عقد اخوت (برادري) در اسلام به زمان پيامبر اکرم (ص) مي رسد. در آن موقع پيامبر (ص) بين مهاجرين و انصار پيمان برادري را منعقد نمودند و بجا خواهد بود که اين پيمان برادري در روز عيد غدير ميان مومنان برقرار گردد.
براي نحوه بستن عقد مي توان به مفاتيح الجنان مراجعه کرد.

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در یکشنبه 17 آذر1387 و ساعت 16:23 | Yahoo Sig
1 سیره معظم له در تبعید
2 الگویی شایسته
3 نفوذ معنوی در زندانبانان
4 هدایت و ارشاد غیرمستقیم
5 هدیه برای قرآن نخواندن
6 كَالْجَبَلِ الرّاسخ
7 گستره اطلاعات
8  
9 عدم تبعیض در برخورد
10 عزت و اقتدار در سیاست خارجی
11 عنایت ویژه به مستمندان
12 غذای ساده
13 سادگی و صفای ازدواج
14 ساده زیستی
15 ساده و بی تكلف با خانواده شهید
16 عتاب رهبری در مواجهه با صحنه سازی
17 راهنمایی با توجه به موقعیت
18 رسیدگی به مشكلات
19 رفتار قرآنی با بدهكار
20 كرامتشان در بخورد با جانبازان
21 حساسیت در مصرف بیت المال
22 حضور در جمع خانواده شهیدِ مسیحی
23 حفظ عزت ملی در سفر های خارجی
24 دلجویی از محرومین
25 رویای صادقانه
26 انتقادپذیری
27 برازندگی لباس نظامی
28 پزشك خصوصی
29 پشتیبانی ناهی از منكر
30 تاثیرگذاری معنوی بر سیاستمداران
31 ترتیل دلنشین
32 اعطای بینش
33 اگر شهدا نبودند ...
34 امدادرسانی به سیل زدگان
35 اداره كشور با تكیه برمولا
36 ارتباط با جوانان
37 ارتباط عاطفی با خانواده شهدا
38 برخورد با رجال سیاسی
39 رعایت حدود الهی در برخوردهای دیپلماسی
40 رد امتیاز ویژه
41 قدرت نفوذ در نسل جوان
42 تقدیم هدایا به موزه
43 تدبیر فرمانده کل قوا
44 حساب دقیق نسبت به بیت المال
45 تكريم قاريان نوجوان
46 توجه خاص به نوجوانان
+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 12:4 | Yahoo Sig

ابراهيم ادهم گفت: وقتي غلامي خريدم، از وي پرسيدم:

1.چه نامي؟ ... گفت: تا چه خواني!...

2.گفنم چه خوري؟ ... گفت: تا چه خوراني!...

3.گفتم چه پوشي؟ ... گفت: تا چه پوشاني!...

4.گفتم چه‌کار مي‌کني؟ ... گفت: تا چه‌کار فرمايي!...

5.گفتم چه خواهي؟ ... گفت: بنده را با خواست چه‌کار؟!...

...پس با خود گفتم:"اي مسکين!... در تمام عمر، خداوند را چنين بنده بوده‌اي؟!...

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 11:19 | Yahoo Sig
به نام حضرت دوست
 

 
گنجهاي پنهان
 
امام حسن مجتبي (ع) فرمود : خدا عبدش را در خلقش پنهان كرده است ، يعني قشنگها را مخفي كرده است . شما احتياطا به همه ء خلق احترام بگذار ، سلام كن ، شايد به عبد خدا برخورد كردي . " ليله القدر " هم مخفي است . سه شبي را هم كه ميگويند شب قدر است ، احتمال گرفته اند . در تمام شبهاي عمرت احتياطا " بسم الله " بگو ، " انا انزلنا " بخوان ، شايد آن شب ، شب قدر شما باشد .
 
چراغ روشن
 
بعضي را ديدم كه يك عمر عبادت كرده است و هميشه ميگويد : معصيت كرده ام . ميخواهد خودش را بشكند . ميگفت : شما چنين و چنانيد ، من بدبختم و بيچاره ام .
ما هم نگاه كرديم و از آنجا كه خدا ميخواست ، چيزي نگفتيم . او چشمش باز شده بود و داشت اين حرفها را مي زد . ببين خدا با او چه كرده بود كه اين جور شده بود . من هم به او نگاه ميكردم و لذت مي بردم . از آن جا كه خدا ميخواست ، نه من از گناهش پرسيدم و نه خود او گفت . من حواسم به چراغش بود كه در دست داشت و خودش را مي ديد . چون خدا ستار است ، حفظ كرد .
خداوند جميل را آشكار كرد و گناه را پوشاند . تا چراغ نباشد اتاق كثيف را نمي توان ديد . او چراغ روشن دستش بود . بنده چراغ را نگاه ميكردم و او خرابي اتاق و سياهي را . از اين صحنه خيلي كيف كردم .
اينها چراغي ست كه خدا روشن ميكند . اگر ديدي گذشته ات بد بوده و خيلي تاريك است زياد غصه نخور . اين چراغ براي علاج است . اين عطاي ثانوي كه چشمت را باز كرد ، بزرگ است .
 
احسان معنوي
 
ريخت و پاش معنوي كنيد ، با اخلاق و صفات خوب . اگر كسي مشكلي دارد دست روي سرش بكشيد ، مشكلش را بر طرف كنيد . اگر ريخت و پاش كنيد خدا زياد ميكند . اين هم مثل علم است . " العلم يزكوا علي الانفاق " مال را وقتي انفاق كنيد از نظر ظاهري كم ميشود ولي علم زياد ميشود . اخلاق خوب هم زياد ميشود . سخاوت و رافت هم زياد ميشود . هر چه داري ريزش كن . بعضي مثل پروانه غم هاي ديگران را مي برند .
+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 2 آذر1387 و ساعت 9:52 | Yahoo Sig

چند سوال جواب عرفانی از آیت الله بهجت

سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به

خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]

 از آیِۀ شریفۀ (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و

ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از

کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

 این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن

چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و

قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود

نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا

منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

 یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه

و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش،

چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]

 اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطۀ خضوع و

خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]

 همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می

دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]

. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری

نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و

یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]

 سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور

حرکت کنم.

جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما

مربوط نیست![به سوی محبوب:62]

سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]

 سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل]

انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]

 سؤال: مستدعی است جملۀ کوتاه و رسایی دربارۀ نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبۀ عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم

السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان

نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]

 اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در

عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی

شوند.[نکته های ناب:82]

 در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ:

بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)

مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج

از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]

 از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم

شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما

عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی

ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]

 سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛

(فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]

 معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است...

همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با

حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]

 وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از

 

ناحیۀ او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ

 

السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیۀ تو است و به سوی تو باز می

گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیۀ خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]

 چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب

است... یعنی تمام امور دنیا و همۀ بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با

تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: (لَو عَلِمَ

المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه

چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]

 ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزلۀ کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن

الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:

84]

 در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این

منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده

است![نکته های ناب:88]

 بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن

شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)

[فریادگر توحید:213]

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در سه شنبه 28 آبان1387 و ساعت 11:15 | Yahoo Sig

 

در محضر استاد اخلاق و عرفان حضرت آیت الله جوادی آملی

Go to fullsize image

 

آژير خطر شيطان و پناهگاه پروردگار

عرض شد كه شيطان در جنگ هاي دروني تمام تلاش و كوشش اش اين است كه زنده بگيرد. او خون نمي خواهد، او دين مي خواهد و آبرو. نظير دشمن بيروني نيست كه خون بخواهد و نفت و گاز طلب بكند. او مي خواهد سالم و زنده بگيرد و بعد تخليه كند. اوّل «دين»، بعد «آبرو». اينچنين نيست كه حالا اگر دين كسي را گرفت، او را رها كند. تا او را مسلوب الحيثيّه نكرد، رها نمي كند! اين كه ذات أقدس اله فرمود: بني آدم! مواظب باشيد كه اين فتنه نكند، براي اينكه با آدم و حوّا فتنه كرد. تمام تلاش و كوشش شيطان اين است كه آدم را بي آبرو كند. آن مستور را مكشوف كند. آدم مسلوب الحيثيّه به درد زباله دان مي خورد! هيچ كاري از او ساخته نيست.
اگر ما مواظب اينها باشيم، آنچه را كه به عنوان درس مي خوانيم، زودتر در دل ما در بخش انگيزه و عزم اثر مي گذارد؛ براي اينكه مانع بيروني رخت بر بست. مانع بيروني كه نيآمد، درون هم ديگر بالأخره انسان مي تواند با اين جهاد دروني آنها را رام بكند. براي اينكه از لحاظ بيرون تأمين شده است. قهراً كسي كه حرف شيطان را گوش نداد، آن هم خنّاس است. يعني آماده است كه خودش را مخفي كند. او فقط وسوسه مي كند، اين وسوسه مادامي كه به عمل ننشيند، آسيبي نمي رساند. به ما هم فرمودند: هر وقت شيطان وسوسه كرد، بگوئيد: أعوذ ب ك م ن همزات الشّياطين و أعوذ ب ك ربّ ان يحضرون (1).
شيطان هم با جديّت گفت: من اغوا مي كنم. و لآمرنّهم ؛ قبلش هم گفت: لازي ننّ لهم ف ي الأرض و لامن ينّهم. در اينها امنيه و آرزو ايجاد مي كنم. امنيه ها و آرزوهاي طولاني، تمنيّات بيجا!


شاخص آزادي و بردگي
ما اگر ببينيم در كارهايمان به آساني دست از گناه بر مي داريم، آلوده نيستيم، خدا را شاكر باشيم كه آزاديم. اما اگر يك وقتي ديديم با تلاش و كوشش بايد نجات پيدا كنيم، معلوم مي شود در بنديم! منتها حالا آن بند كامل نيستيم كه نتوانيم آزاد بشويم. اين را در خودمان كاملاً مي توانيم احساس كنيم. اينطور نيست كه ما خودمان را نشناسيم كه تحت ولايت فرشتگانيم يا تحت ولايت شيطانيم (معاذ الله). اگر انسان مراقب خود باشد، كاملاً مي تواند بفهمد تحت ولايت چه كسي است.
گاهي هم ممكن است انسان به تعبير سيدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبائي(رض) ساليان متمادي تحت ولايت شيطان باشد، اما اصلاً نفهمد به دستور چه كسي رفتار مي كند.
اگر به آساني كار خير انجام مي دهيم، معلوم مي شود آزاديم. به آساني از رذائل صرف نظر مي كنيم، معلوم مي شود آزاديم و... اما اگر خداي ناكرده ديديم كه يا آلوده مي شويم، يا اگر خواستيم نجات پيدا كنيم، با تلاش و كوشش و سعي وافر، با دست و پا زدن و... معلوم مي شود بالأخره گير كرديم. بخشي از پاهايمان گير كرده است، يا دستمان گير كرده است. اين است كه به ما گفتند: هميشه مراقب باشيد و اگر يك وقتي هم كسي، بيگانه اي خواست شما را به دام بكشد، فوراً فمّا ينزغنّك م ن الشّ يطان نزأ فاستع ذ ب الله (2).


راه فرار از اسارت
فرمود: اگر شما احساس خطر كرديد، فوراً به خداي سبحان پناه ببريد. شما در همان زمان دفاع مقدّس و جنگ تحميلي، وقتي مي خواستند مناطق مسكوني را بمباران كنند، اعلام مي كردند. مي گفتند اگر صداي آژير را شنيديد، برويد در پناهگاه. اين آيه هم همان پيام را دارد كه اگر آژير خطر را شنيديد، اين وسوسه دارد، دامنگيرتان مي شود، شما را به دام مي كشد؛ فوراً خودتان را به پناهگاه خدا برسانيد. و مّا ينزغنّك م ن الشّ يطان نزأ فاستع ذ ب الله. يعني برو در پناهگاه؛ فاستع ذ ب الله، يعني پناه ببر به خدا؛ نه أعوذ ب الله م ن الشّ يطان الرّجيم...
اين أعوذ ب الله گفتن ثواب دارد، يك عبادت لفظي است امّا اين مشكل را حل نمي كند! مثل اينكه در آن موقعي كه آژير خطر مي كشيدند، اگر كسي در فضاي باز بود، بايستد و بگويد: من مي خواهم بروم پناهگاه؛ با اين گفتن كه مشكل حل نمي شد، اين بايد به داخل پناهگاه برود.
آيه نمي گويد بگو أعوذ ب الله م ن الشّ يطان الرّجيم ، مي گويد: برو پناهگاه! انسان تا احساس خطر نكند، نداند آبرويش دارد مي رود ـ هم در دنيا و هم آخرت ـ لهم خ زأ ف ي الحياه الدّنيا و يوم يقوم الأشهاد (3). يا هر دو عالم، يا يك عالم بالأخره، تا اين احساس خطر را نكند، هرگز دست به اين كار نمي زند.
سخنراني آيت الله جوادي آملي (مدظلّه العالي)
در جلسه درس اخلاق؛ قم - بهار 1383
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) مؤمنون . آيات 97 و 98
(2) اعراف . 200 و فصّلت . 36
(3) غافر . 51 ـ با تلخيص
¤ خوان حكمت دوشنبه و پنجشنبه هر هفته منتشر مي شود

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در دوشنبه 6 خرداد1387 و ساعت 12:18 | Yahoo Sig
 زمينه سازي خطبه فدکيه 
 بررسي محتواي خطبه فدکيه 
 متن خطبه فدکيه 
 خطبه عيادت 
 رجعت حضرت زهرا عليهاالسلام به دنيا 
 حضرت فاطمه عليهاالسلام چگونه سر از قبر برمي دارد؟ 
 چگونگي ورود حضرت فاطمه عليهاالسلام به محشر 
 درس هايي از فاطمه عليهاالسلام 
 ما و فاطمه عليهاالسلام 
 منظومه احساس 
 مواعظ اخلاقي آية الله مجتهدي تهراني (سخنراني) 
 ماتمکده (مرثيه سرايي) 
 کتابخانه حضرت زهرا عليهاالسلام 
 ويژه نامه سال گذشته 
 تصاوير ويژه 
 Screensaver 

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 و ساعت 10:0 | Yahoo Sig
                                     

كشف اسرار جديد از آب زمزم

 

ژاپنى هابااستفاده ازفناورى نانودريافته اندآب زمزم درمكه مكرمه آب معمولى نيست وخواص آن درهيچ يك ازآب هاى جهان پيدانمى شود


تحقيقات يك دانشمند ژاپنى نشان مى دهد،هزار قطره آب معمولى با اضافه شدن يك قطره از آب زمزم، خواص زمزم را پيدا مى كند

نتايج تحقيقات با استفاده از فناورى نانو نشان مى دهد آب زمزم در مكه مكرمه، آب معمولى نيست بلكه از خواصى برخوردار است كه در هيچ يك از آب هاى جهان پيدا نمى شود.

شبكه تلويزيونى العالم به نقل از پايگاه اينترنتى باب، با اعلام اين مطلب توضيح داد: نتايج تحقيقات نانو تكنولوژى يك دانشمند ژاپنى نشان مى دهد اگر يك قطره از آب زمزم به هزار قطره آب معمولى افزوده شود، آن هزار قطره آب معمولى، خواص آب زمزم را پيدا مى كنند.


دكتر ماساروا يموتو از محققان ژاپنى افزوده است در تحقيقات و مطالعات علمى خود بر آب زمزم با استفاده از فناورى نانو نتوانسته است هيچ يك از خواص آب زمزم را تغيير دهد.


دكتر ايموتو گفته است آب زمزم منحصر به فرد و از آب
 هاى ديگر متمايز است و ساختار بلورى آب زمزم با همه آب هاى جهان متفاوت است.

اين محقق ژاپنى اظهار داشته است همه مطالعات و تحقيقات در آزمايشگاه  ها نتوانست هيچ يك از خواص اين آب را تغيير دهد و ما تاكنون نتوانسته ايم علت آن را تشخيص بدهيم.

وى در پايان گفته است آب زمزم يك آب معمولى نيست.

گفتنى است دكتر ايموتو بنيانگذار نظريه تبلور ذرات آب است.

 

 

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 17 فروردین1387 و ساعت 14:14 | Yahoo Sig

وضوی امام علی علیه السلام

امام علی

ما ادعا می كنیم كه شیعه امام علی علیه السلام هستیم، شیعه علی كه با اسم نمی شود برادر! آن كسی كه وضوی علی را شرح داده است می گوید : علی بن ابیطالب آمد وضو بگیرد. تا دست به آب برد (آن استحباب اولی كه انسان دستش را می شوید) گفت:

«بسم الله و بالله، اللهم اجعلنی من التوابین و اجعلنی من المتطهرین»

 بنام تو و به واسطه تو، خدایا مرا از توبه كاران قرار بده، مرا از پاكیزگان قرار بده.

توبه یعنی پاكیزه كردن خود. علی (ع) وقتی سراغ آب می رود، چون آب رمز طهارت است به یاد توبه می افتد. دستش را كه تمیز می كند به یاد پاكیزه كردن روح خودش می افتد. به ما می گوید وقتی با این آب، با این طهور، با این ماده ای كه خدا آنرا وسیله پاكیزگی قرار داده است  مواجه می شوی. وقتی سراغ این ماده می روی، چشمت به آن می افتد و دستت را با آن می شوئی و پاكیزه می كنی، بفهم كه یك پاكیزگی دیگری هم هست و یك آب دیگری هم هست كه آن پاكیزگی، پاكیزگی روح است و آن آب، آب توبه است.

می گوید علی (ع) دستهایش را كه شست، روی صورتش آب ریخت و گفت :

«اللهم بیض وجهی یوم تسود فیه الوجوه و لا تسود وجهی یوم تبیض فیه الوجوه»

صورت را دارد می شوید وبر حسب ظاهر نورانی می كند. خوب! وقتی كه صورتش را با آب می شوید براق می شود ولی علی كه به این قناعت نمی كند، اسلام هم به این قناعت نمی كند. این خوب است و باید هم باشد اما باید توأم با یك پاكیزگی دیگر، با یك نورانیت دیگر، با یك سفیدی چهره دیگر باشد.

فرمود: خدایا چهره مرا سفید گردان آنجا كه چهره ها تیره وسیاه می شود (قیامت). خدایا! آنجا كه چهره هائی سفید می شود چهره مرا سیاه مكن، مرا رو سفیدگردان. آنجا كه افراد رو سیاه و یا ر و سفید می شوند، مرا رو سیاه مكن.

بعد روی دست راستش آب ریخت و گفت:

«اللهم اعطنی كتاب بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حسابا یسرا»

پروردگارا! در قیامت نامه عمل مرا بدست راستم بده (چون نامه عمل سعادتمندها بدست راستشان داده می شود). خدایا! در آنجا از من آسان حساب بكش (به یاد حساب آخرت می افتد).

بعد روی دست چپش آب ریخت و گفت:

«اللهم لا تعطنی كتابی بشمالی و لا من وراء ظهری و لا تجعلها مغلولة الی عنقی و اعوذ بك من مقطعات النیران».

پروردگارا نامه عمل مرا بدست چپم مده و نیز آن را از پشت سر به من مده (نامه عمل عده ای را از پشت سر به آنها می‌دهند نه از پیش رو كه آن هم رمزی دارد). خدایا! این دست مرا مغلول و غل شده در گردنم قرار مده. خدایا! از قطعات آتش جهنم به تو پناه می برم. می گوید، بعد دیدم مسح سر كشید و گفت:

«اللهم غشنی برحمتك و بركاتك»

خدایا! مرا به رحمت و بركات خودت غرق كن.

مسح پا را كشید و گفت:

«اللهم ثبت قدمی علی الصراط یوم تزل فیه الاقدام».

 خدایا! این دو پای مرا بر صراط ثابت بدار و ملغزان، آنروزی كه قدمهامی لغزند.

«واجعل سعیی فیما یرضیك عنی».

خدایا عمل وسعی مرا، روش و حركت مرا در راهی قرار بده كه رضای تو در آن است.

وضوئی كه اینقدر با خواست و خواهش و توجه توأم باشد، یكجور قبول می شود و وضوئی كه ما می گیریم جور دیگر.

منبع:

مطهری، مرتضی، ‌آزادی معنوی، صفحه 133-132

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 17 فروردین1387 و ساعت 10:44 | Yahoo Sig

ماه ربیع الاول سومین ماه از ماههای قمری و از ماه های فرخنده برای شیعیان است. حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت ، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیهاسلام، آغاز امامت امام مهدی علیه السلام، عیدالزهرا و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است.

همچنین غزوه بنی نضیر در سال 4 قمری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، ، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل سیصد هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.


منابع :

هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 70؛ مفاتیح الجنان، ص 534

 

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در چهارشنبه 22 اسفند1386 و ساعت 12:24 | Yahoo Sig

 

 

 سیره قرآنى امام حسین علیه السلام  
 مبارزات سیاسى امام حسین علیه السلام در زمان معاویه 
 عزت و ذلت در آینه آیات و روایات 
 داستان مردی كه به زیارت امام حسین علیه السلام نمی‌رفت 
 چگونگی شكل گیری شخصیت یزید 
 یزید در نگاه مورخین و علمای اهل سنت 
 در كربلا چه گذشت ؟ 
 نامه ها و ملاقات های امام حسین علیه السلام 
 آثار و بركات سیدالشهدا علیه السلام 
 واگویه های دل 

مقتل خوانی حجة الاسلام والمسلمین جان نثاری( صوتی )

در محضر اساتید

نوای دل

دكلمه

كلیپ

 پخش مستقیم از حرم امام حسین علیه السلام 
 ویژه نامه های گذشته 
 تصاویر ویژه 
 screensaver 
زیارت عاشورا

پاسخ به شبهات عزاداری

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در سه شنبه 25 دی1386 و ساعت 22:44 | Yahoo Sig

به نام خدا

امید دارم که حال همه شما خوب باشه

همیشه توی زندگی نمود خوب و بد را خدا و شیطان برامون یا برام و یا اینکه براتون مثال می زدن ولی آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟! ازتون می خوام برای خوندن این مطلب کمی حوصله بذارین و اگر هم حوصله ندارین حداقل آخرش را حتماً بخونین

 

                             

                                 امیدوار

 

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟!

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند...

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: "بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله، آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما  نمایانگر ماست ، خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد، سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا، سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

 در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

استاد زیاد مطمئن نبود.  پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: " شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.

اسم اون جوون کسی نبود جز آلبرت انیشتن!!!

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 22 دی1386 و ساعت 23:10 | Yahoo Sig

      

        ۱-تدريجي نفوذ كرد شيطان:وسوسه شيطانى معمولا تدريجى و گام به گام است . او نمى تواند يك باره و ناگهانى بر انسان مسلط شود و او را به دام خود و بدبختى بكشاند. بلكه آرام آرام و گام به گام در او نفوذ مى كند تا بر او تسلط كامل يابد.قرآن مى فرمايد:ن ((اى مردم ! از نعمت هاى حلال و پاكيزه خداوند كه در روى زمين است بخوريد و از گام هاى شيطان پيروى نكنيد، كه او دشمن آشكار شما است )) از اين آيه معلوم  مى شود كه ، تسلط افكار شيطان بر انسان تدريجى و لحظه به لحظه است نه دفعى و ناگهانى .  

 

              ۲- زمينه هاي نفوذ تدريجي وآهسته شيطان:تمايلات شيطانى ، مقدماتى دارد كه اسيران شهوت ، كم كم در دامش گرفتار مى آيند:۱- زمزمه هاى دوستان ناباب ،۲- شركت در محافل نامناسب ، ۳-ترغيب و تشويق آلودگان جملگى از عوامل تدريجى انحراف اند.         

         الف) نفوذ دادن اندیشه گناه در دل:شيطان ، اول انديشه گناه و نيات سوء خود را ماهرانه و پنهانى به قلب انسان القا مى كند و كارهاى زشت و پليد او را در نظرش زيبا جلوه مى دهد و آواى خود را آرام آرام در گوش جانش سر مى دهد، تا آن كسى را كه آماده است به سراغ مطلوبش ببرد.


         ب) استفاده از نکته ضعفهای انسان :از آن جا كه کار شيطان اغواگرى و فريب است ، بايد زمينه اى مناسب براى نفوذ خويش داشته باشد. و اين زمينه ها مى تواند نقطه ضعف ها، حساسيت ها، محروميت ها، عقده ها و به طور كلى صفات منفى باشد.اين گونه صفات راه فعاليت و نفوذ قطعى را براى شيطان باز مى گذارد و اسباب تسلط را برايش فراهم مى آورد.


          ج) کلیدهای نفوذ در دل انسان توسط شیطان:بنابر اين ، شهوات سركش ، خود خواهى ها، حب جاه و مقام ، حب مال و منال ، حسادت ها، رقابت ها، شهرت طلبى و افزون خواهى ها، عقده هاى حقارت و خود كم بينى ها، همگى از دام هاى خطرناك شيطان اند. هر كس ‍ راه اين امراض روانى را ببندد، به دام شيطان نخواهد افتاد.


             ۳-شیطان در دل چه کسانی میتواند نفوذکند:وسوسه هاى تدريجى شيطان همانند ميكرب هاى بيمارى زا هستند كه در همه جا وجود دارند. اما از نظر ابتلا، تنها آن گروه را مبتلا مى سازند كه بر اثر ضعف بنيه معنوی قدرت مقاومت در برابر ميكروب را ندارند. قرآن استيلا و تسلط شيطان را تنها بر كسانى مى داند كه او را دوست خود گرفته اند و به اغوا و فريب شيطان براى خداى يكتا شرك آورده اند.


              ۴-علائم ورود شیطان در دل وراه چاره : انسان در هر مرحله از ايمان ، يا در هر سن و سالى كه باشد، گاه گاه احساس ‍ مى كند كه نيروى توانمندى از درون ، او را به سوى گناهى مى خواند، كه اين گونه حالات بيش تر در سالهاى جوانى خود نمايى مى كند. در چنين حالتى ،آدمى دچار وسوسه هاى شيطانى گرديده و با مختصر غفلتى ، ممكن است دچار لغزش شود. در اين شرايط، تنها راه نجات اين است كه انسان از قدرت پنهان الهى مدد جويد و از درگاه خداوند بخواهد تا در كنف حمايت خود، او را از شر شيطان صفتان يار و دمساز نشود و از شر آنها پيوسته خود را دور نگه دارد.

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در شنبه 22 دی1386 و ساعت 23:8 | Yahoo Sig

بررسی2 روایت مربوط به حضرت زهرا (س)

 

روایت اول درفضیلت قرآن صامت:

 

فانَّ البیت اِذا کثُرَ فیه تِلاوَةُ القُرآن کثُرَ خَیرُهُ وَاتَّسَعَ اَهلُهُ وَ اَضاءَ لِاَهل السَّماءِ کما تُضیءَ نُجوم السَّماء لِاهل الدنیا.                              اصول کافی

 

خانه ای که درآن قرآن زیاد تلاوت شود(قرائت همراه با تدبروتفکروتعقل) خیر و برکت آن خانه زیاد شده و اهل آن گشایش می یابند وآن خانه برای آسمانیان می درخشد همانگونه که ستارگان آسمان برای زمینیان می درخشند.

 

روایت دوم درشأن و مرتبت صدیقه طاهره ــ سلام الله علیها :

 

از امام صادق پرسيده شد: علت تسميه حضرت فاطمه طاهره به «زهرا» چيست؟

امام (ع) فرمودند:

 

لانَّها كانَت اِذا قامَت في مِحرابها زَهَرَ نورُها لاهل السَّماء  كمَا يَزهَرُنورُالكواكب لاهل الارض.

 

                                                                       بحار الانوارج 43 ص12 ح 6    

 

حديث نخست در فضيلت و شأن بي بديل قرآن و حديث دوم  در شأن دختر صاحب قرآن است. از مقايسه اين دو حديث به چه نتيجه و حقيقتي مي توان رسيد؟

اگر قرآن نوري است كه در زمين براي آسمانيان نورافشاني مي كند، وجود صديقه طاهره نيز نوري است كه در زمين براي آسمانيان مي درخشد.

بي شك با انطباق اين دو روايت عظيم الشأن اينگونه مي توان گفت كه:

 

« فاطمه حفيفت قرآن است.»

« فاطمه، مجلا و محل تجلي آيات قرآن است.»

« فاطمه مظهر آيات قرآن است.»

« فاطمه محل ظهور اسماء الحسناي الهي است.»

« فاطمه ليلة القدر عارفان است.»

« فاطمه كوثر قرآن است.»

« فاطمه انسان كاملي است كه قرآن معرفي مي كند.»

 

 حضرت امام خميني - رحمة الله عليه- در مورد حقيقت قرآن چنين مي فرمايند:

 

« در حَمَله ي قرآن كسي است كه باطن ذاتش تمام حقيقت كلام جامع الهي است و خود، قرآن جامع و فرقان قاطع است مثل علي ابن ابيطالب (ع) و معصومين از ولد طاهر ينش - عليهم السلام- كه سراپا تحقق آيات طيبه الهيه هستند و آنها آيات الله عظمي و قرآن تام تمام هستند.»                                                                آداب الصلوة ص 17  

 

در تأييد و تصديق اين ادعا مي توان اشاره كرد به احاديث و روايات معتبري كه در شأن و منقبت بي بي فاطمه زهرا (س) در قرآن آمده است:

 

1- فاطمه حقيقت شب قدر.

 

  در تفسير آيات آغازين سوره دخان- كه معروف به سوره حضرت زهرا مي باشد- حقيقت ليلة القدر به وجود فاطمه زهرا (س) تفسير شده است. از آن جمله اينكه مردي نصراني خدمت امام موسي ابن جعفر (ع) رسيد و در بين سؤالات متعدد خود از تفسير آيات ابتدايي سوره دخان نيز پرسش نمود كه امام پلسخ فرمودند:

اما «حم» اشاره به وجود گرامي پيامبر اسلام محمد مصطفي (ص) مي باشد. « كتاب مبين» بيانگر مقام عظيم امام المتقين علي (ع) است و اما « ليلة» فاطمه (س) است.

به تعبير زيباي استاد مصباح يزدي:

« حقيقت ليلة القدر وجود يگانه زهراست و چرا چنين نباشد، حال آنكه ليلة القدر، ظرف نزول قرآن صامت است و فاطمه، ظرف نزول يازده قرآن ناطق.»    

انسانهاي به تكامل و فضيلت رسيده، قرآن ناطقند و اين فاطمه است كه محل ظهور يازده كلام الله ناطق گرديده است.

آري همانگونه كه حقيقت شب قدر براي مردمان نهان است، همانگونه كه اسرار و رموز اين شب عظيم القدر براي عوام مستور است و جز خواص و اهل دل، حقيقت و عظمت اين شب را درك نمي كنند، حقيقت و اصل وجود شخصيت فاطمه (س) نيز در توان ادراك عقل ناقص بشري نخواهد بود، مگر بارقه هايي از آن حقيقت دست نايافتني. چرا كه در وجه تسميه حضرت به فاطمه نقل شده است:

 

 « انَّما سُمِّيت فاطِمَة لاَنَّ الخَلقَ فُطِمُوا عَن مَعرِفَتِها»

 

 ازآن روي، فاطمه ناميده شده است كه مردمان از شناخت حقيقت شخصيت او بسي جدا افتاده و دور مانده اند.

مُهر گواهي بر اين ادعا، سخن امام صادق (ع) است كه معرفت دختر رسول خدا (ص) را همطراز ادراك شب قدر معرفي  مي فرمايند:

 

  (« الليلة» فاطمة و « القدر» الله، فمَن عَرَفَ حَقَّ مَعِرفتِها فقد اَدرَك « الليلة القدر»)        بحار ج43 ص65

« الليلة» فاطمه است و « قدر» الله، از اين روي هر آنكه به شناخت حقيقي فاطمه توفيق يابد، بي گمان شب قدر را درك كرده است.

 

2- فاطمه خير كثير و كوثر قرآن

 

 در تفاسير عامه واماميه، براي كوثر معاني و تفاسير و تأويلات فراواني ذكر شده است. امّا بنابر عقيده و نظر بسياري از همين مفسّرين، بارزترين و گوياترين مصداق كوثر، وجود والامقام حضرت زهرا (س) مي باشد و تفسير و احاديث متعددي كه از ائمه رسيده، مؤيد و بيانگر اين نظرمي باشد.

 

 3- خانه و بيت نور    

 

در تفسیر آيه نور و توضيح و تفسير واژه « مشكاة» امام صادق (ع) فرموده اند:

« مَثلُنا فِي کِتابِ الله كمَثل المِشكاة»

مثل ما دركتاب خدا مانند مثل « چراغ» مي باشد.

به بياني درتوضيح اينكه اين مشكاة و چراغ گفته شده در آيه نور در کجا قرار دارد، باز هم به كلام نوراني اهل بيت متوسل مي شویم.

از انس ابن مالك و بريده نقل شده كه رسول خدا (ص) آيه شريفه 36 سوره نور را تلاوت فرمود. پس مردي برخاست و گفت: اي رسول خدا! اينها كدام خانه ها هستند؟ حضرت فرموند: خانه هاي انبياء. پس ابي بكر برخاست و در حالي كه به خانه علي (ع) و فاطمه (س) اشاره مي كرد، پرسيد: آيا اين خانه هم از آن جمله است؟ حضرت پاسخ فرمود: بلي و از برترين آنهاست.

وتوخود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

ذكر فضايل و مناقب اين بانوي آسماني فراتر از همه گفتارهاست و زبان و بيان الكن از آن و تنها بايد لب را مترنم كرد به اين ذكر زيباكه:

اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و سرالمستودع فيها بعدد ما احاط به علمك.

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در یکشنبه 8 مهر1386 و ساعت 11:37 | Yahoo Sig

خداحافظ

                      

به خدا می سپارمت ای خاطرت را سپرده به خاطراتم
خداحافظ ای حافظ حرفهای تنهاييم
خدابدرود ای مثل رود در ذهن من جاری
بسلامت ای حافظ سلام همیشه ام
در پناه خدا ای پناهگاه شبهای غربتم
ای آبی تر از دريا
ای سبز تر از جنگل
خدا بــــدرود...خدا يـــارت

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در سه شنبه 13 شهریور1386 و ساعت 10:22 | Yahoo Sig

مهدی موعود (عج)

کاش که همسایۀ ما می شدی •• مایه آسایۀ ما می شدی





بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه
فیها طویلا "



 

مردم! ماخاندان پيام آور شما «محمد» (ص) هستيم و شايسته ترين و نزديكترين و سزاوارترين مردم به خدا و پيام آورش.
حضرت ولی عصر (عج)



 

قال امامنا موسی بن جعفر(علیه السلام): طوبی لشیعتنا المتمسکین بحبلنا فی غیبة قائمنا الثابتین علی موالاتنا و البرائة من اعدائنا اولئک منا و نحن منهم قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه فطوبی لهم ثم طوبی لهم و هم والله معنا فی درجاتنا یوم القیامة.

  امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمودند: خوشا به حال شیعیان ما که در دوران غیبت قائم ما به رشته ولایت ما چنگ می زنند بر ولایت و دوستی ما و همچنین به برائت از دشمنان ما ثابت می مانند آن ها از ما و ما از ایشان هستیم، آن ها به امامت ما خرسند و ما از شیعه بودن آن ها خرسندیم، پس خوشا به حال آن ها به خدا سوگند آن ها فردای قیامت با ما و در درجات ما هستند.

منبع: کمال الدین، ج 2، ص 361

 

 محمد بن حسن عسكري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسكري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است كه گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر، خلف  صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.

تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال ٢٦٠ هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند.

 بنا به اخبار و روايات شيعه غيبت آن حضرت دو بار صورت گرفته است. دوران غيبت نخست را كه تا سال 329 هـ ق ادامه داشت دوران غيبت صغرا يا دوره نيابت خاصه مي نامند. در اين سالها امام  به وسيله چهار نفر از نمايندگان خاص خود با شيعيان ارتباط داشت. اين چهار تن كه آنان را نواب اربعه (نايبان چهارگانه) مي خوانند عبارتند از:

١- عثمان بن سعيد بن عمري، از ياران امام هادي (ع) و امام حسن عسكري (ع) او به دستور امام حسن عسكري تا پايان عمر نايب امام زمان (عج) بود.

٢- ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعيد، از شاگردان ياران امام حسن عسكري كه پس از مرگ از پدرش، عثمان بن سعيد بن عمري، نيابت امام زمان (عج) را به عهده گرفت، او در سال ۳۰۴ يا ۳۰٥ هـ ق در بغداد درگذشت.

۳- حسين بن روح نوبختي كه دستيار محمدبن عثمان بن سعيد بود و پس از مرگ وي نيابت امام را به عهده گرفت و در سال ۳۲٦ در بغداد درگذشت.

٤- علي بن محمد سُمري كه بنا به وصيت حسين بن روح نوبختي نايب امام شد و در حدود دو سال رابط امام و شيعيان بود. او در نيمه شعبان ۳٢۹ در بغداد درگذشت.

 ـ با مرگ علي بن محمد سمري دوره غيبت صغرا يا نيابت خاصه پايان يافت و دومين دوره غيبت آن حضرت، يعني دوران غيبت كبري، آغاز شد. اين دوره تا ظهور امام زمان ادامه خواهد يافت.


(راه شناخت مهدى (عليه السلام))
 

براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.
علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمى توان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.
با اين همه، آنچه در پى مى آيد تنها مرورى بر پاره اى عناوين و ذكر نمونه هايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هايى از دريايى بى كرانه، كه گفته اند:
آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد
 

(مهدى (عليه السلام) در قرآن)
 

در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.
در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهره گيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.
در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مى كنيم:
1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون([13] )» فرمود:
«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.»([14] )
2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً»([15] ) فرمود:
«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»([16] )
3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض يرثها عبادى الصّالحون»([17])فرمود:
«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مى باشند.»([18])
4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»([19]) فرمود:
«اين آيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى ميراند.»([20])
5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً»([21]) فرمود:
«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»([22])
6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض»([23] ) در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»([24] )

(حضرت مهدى (عليه السلام) در احاديث قدسى)
 

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم.
و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.
و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»([25] )
2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟!
خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.
در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»([26])

( حضرت مهدى(عليه السلام) درآينه كلام معصومين (عليهم السلام) )
 

1 ـ رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) :
«لاتقوم الساعة حتى يقوم القائم الحق منّا و ذلك حين يأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلك. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خليفة اللّه عزّوجلّ و خليفتى.»( [27] )
«روز قيامت فرا نمى رسد مگر آنكه از بين ما «قائم حقيقى» قيام نمايد. و آن قيام، زمانى خواهد بود كه خداى عزّوجلّ او را اجازه فرمايد. هركس پيرو او باشد نجات مى يابد و هركه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاك مى شود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد كه به نزدش آييد اگرچه بر روى يخ و برف راه رويد. زيرا او خليفه خداى عزّوجلّ و جانشين من است.»
 

2 ـ اميرالمؤمنين على (عليه السلام) :
قال للحسين(عليه السلام) : «التاسع من ولدك يا حسين! هو القائم بالحق، المظهر للدين، الباسط للعدل»، قال الحسين (عليه السلام)فقلت: يا اميرالمؤمنين و إنّ ذلك لكائن؟ فقال (عليه السلام): «اى و الذى بعث محمداً بالنبوة و اصطفاه على جميع البريّه و لكن بعد غيبة و حيرة لاتثبت فيها على دينه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح اليقين الذين أخذ اللّه ميثاقهم بولايتنا و كتب فى قلوبهم الايمان و ايّدهم بروح منه».([28] )
«به حسين (عليه السلام) فرمود: نهمين فرزند تو اى حسين! قيام كننده به حق و آشكار سازنده دين و گستراننده عدالت است.
امام حسين (عليه السلام) گويد: پرسيدم: يا اميرالمؤمنين! آيا حتماً چنين خواهد شد؟
فرمود: آرى! قسم به كسى كه حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)را به پيامبرى بر انگيخت و او را بر تمام خلايق برگزيد، چنين خواهد شد، امّا بعد از غيبت و حيرتى كه در آن كسى ثابت قدم بر دين نمى ماند مگر مخلصين و دارندگان روح يقين آنان كه خداوند نسبت به ولايت ما از آنان پيمان گرفته و ايمان را بر صفحه دل شان نگاشته و با روحى از جانب خود تأييد فرموده است.»

 

عقايد اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود :
 

مسأله عقيده به ظهور مصلحى جهانى در پايان دنيا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هيچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ اين اعتقاد كهن و ريشه دار، علاوه بر اشتياق درونى و ميل باطنى هر انسان ـ كه به طور طبيعى خواهان حكومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنيّت در سرتاسر جهان است ـ نويدهاى بى شائبه پيامبران الهى در طول تاريخ بشريّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پيامبران بزرگ الهى در دوران مأموريّت الهى خود به عنوان جزيى از رسالت خويش به مردم وعده داده اند كه در آخر الزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دينى و بى عدالتى را در تمام جهان ريشه كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
سيرى كوتاه در افكار و عقايد ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه هاى ديگر اقوام مختلف بشرى، اين حقيقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقايد و انديشه هاى متضادّى كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اينك براى اين كه در باره اين موضوع سخنى به گزاف نگفته باشيم فهرست مختصرى از بازتاب اين عقيده را در ميان اقوام و ملل مختلف جهان در اينجا مى آوريم:

 
1 ـ ايرانيان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاريخى آنان زنده است و در «كابل» خوابيده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى كنند تا روزى كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.
2 ـ گروهى ديگر از ايرانيان مى پنداشتند كه: «كيخسرو» پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروايى، ديهيم پادشاهى به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرميده تا روزى ظاهر شود و اهريمنان را از گيتى براند.
3 ـ نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنيا مسلّط گرداند.
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و «ژرمن» را بر دنيا حاكم گرداند.
5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «ماركو كراليويچ» را داشتند.
6 ـ برهمائيان از دير زمانى براين عقيده بودند كه در آخر زمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدى سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.
7 ـ ساكنان جزاير انگلستان، از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزى از جزيره «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساكسون» را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.
8 ـ اسن ها معتقدند كه پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه هاى ملكوت آسمان را براى آدميان خواهد گشود.
9 ـ سلت ها مى گويند: پس از بروز آشوبهايى در جهان، «بوريان بور ويهيم» قيام كرده، دنيا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
10 ـ اقوام اسكانديناوى معتقدند كه براى مردم دنيا بلاهايى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودين» با نيروى الهى ظهور كرده و بر همه چيره مى شود.
11 ـ اقوام اروپاى مركزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
12 ـ اقوام آمريكاى مركزى معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پيروز خواهد شد.
13 ـ چينى ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى دهد.
14 ـ زرتشتيان معتقدند كه: «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
15 ـ قبايل «اى پوور» معتقدند كه: روزى خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردى بروز نكند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پايان جهان است.
16 ـ گروهى از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگى مى كردند، معتقد بودند كه سلطانى در آخرالزمان با نيروى غيبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بين مى برد و مردم را به آرامش و آسايش مى رساند.
17 ـ گروهى ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مى كند.
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانى را تشكيل خواهد داد.
19 ـ يونانيان مى گويند: «كالويبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 ـ يهوديان معتقدند كه در آخر زمان «ماشيع» (مهدى بزرگ) ظهور مى كند و ابد الآباد در جهان حكومت مى كند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى كه «تورات»، كتاب مقدّس يهود، او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است.
21 ـ نصارا نيز به وجود حضرت مهدى(عليه السلام) قايلند ومى گويند: او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.([7])
آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(عليه السلام)كاملاً تطبيق نمى كند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از يك حقيقت مسلّم حكايت مى كند و آن اين كه:
اين افكار و عقايد و آرا كه همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آينده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر اين واقعيّت است كه همه آنها در واقع از منبع پر فيض وحى سرچشمه گرفته است، و لكن در برخى از مناطق دور دست كه شعاع حقيقت در آنجا كمتر تابيده است در طول تاريخ به تدريج از فروغ آن كاسته شده، و فقط كلّياتى از نويدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در ميان ملّتها به جاى مانده است.
البته سالم ماندن اين نويدها در طول قرون متمادى، خود بر اهميّت موضوع مى افزايد، و مسأله «مهدويّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى كند.
بنابراين، عقيده به ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) در آخر الزمان يك عقيده عمومى است و اگر كلمه «مهدى» و واژه هاى ديگر را ـ كه پيروان ساير اديان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى كنند ـ از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوريم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» يا «مصلح جهانى» و يا «رهايى بخش غيبى» بناميم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.

 

 اديان و نويد ظهور موعود:

 

بر اساس تعاليم انبيا و نويدهاى كتب آسمانى، عليرغم عوامل بدبينى بيشمارى كه نسبت به آينده بشر در جهان ديده مى شود، اوضاع كنونى جهان قابل دوام نيست، و دير يا زود گردونه زمان به نفع محرومان خواهد چرخيد، و چهره جهان دگرگون خواهد شد، و مفاسد اجتماعى و كشمكشهاى كنونى جاى خود را به آرامش و امنيّت خواهد داد. مطابق وعده هاى انبيا و نويدهاى كتب آسمانى، چشم انداز آينده جهان و سرنوشت بشر روشن است.
نگاهى كوتاه به كتابهاى مذهبى اهل اديان اين امر را به خوبى نشان مى دهد كه وقتى جهان دچار فتنه و آشوب گردد و آتش ظلم و بيدادگرى همه جهان را فراگيرد، و جنگهاى خانمان سوز و ويرانگر مردمان جهان را به ستوه آورد و زمامداران جهان از اداره اُمور كشورها عاجز و ناتوان گردند و براى خاموش كردن آتش فتنه ها و جنگها راه چاره اى نيابند، در چنين موقعيّت حساس و بحرانى يك مصلح بزرگ جهانى، با اتّكا به قدرت لايزال الهى قيام خواهد كرد، و به يك اصلاح عمومى در تمام جهان دست خواهد زد و زورگويان، زورمداران و قدرت طلبان افسار گسيخته عالم را سر جاى خود خواهد نشاند و به همه بدبختيها و تيره روزى ها و گرفتارى هاى بشريّت خاتمه خواهد داد.

 

اسامى مقدّس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتب مذهبى اهل اديان :
 

اينك قسمتى از اسامى مبارك آن حضرت را كه با الفاظ مختلفى در بسيارى از كتب مذهبى اهل اديان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم.
1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام);
2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم;
3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم;
4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
5 ـ «مهميد آخر» در انجيل;
6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت;
7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;
8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند;
9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان;
10 ـ «شماخيل» در ارماطس;
11 ـ «خوراند» در جاويدان;
12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان;
13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس;
14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;
15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;
16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;
17 ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى;
18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;
19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال;
20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر;
21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره;
22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;
23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;
24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;
25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك;
26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;
27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);
28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;
29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد;
30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.([8])
علاوه بر اين ها اسامى ديگرى نيز براى حضرت مهدى(عليه السلام)در كتب مقدّسه اهل اديان ذكر شده است كه ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نموديم.([9])
اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقية اللّه» كه در كتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ است كه در بيشتر روايات اسلامى، به آنها تصريح شده و ائمّه معصومين(عليهم السلام) در اكثر روايات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقية اللّه» ياد كرده اند. و اين خود بيانگر اين واقعيّت است كه موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غايب، حضرت حجّت بن الحسن العسكرى (عليه السلام) است.


  پی نوشتها:

 

[7] ـ او خواهد آمد، ص 87 ـ 88.
[8] ـ اسامى مقدس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتابهاى مربوطه به تفصيل آمده است، و ما اسامى مذكوره را از اين كتابها نقل كرده ايم: النجم الثاقب، ص 31 ـ 70، كتاب يأتي على الناس زمان، ص 708 ـ 711، اقوال الائمه، ج 1، ص 329، او خواهد آمد، ص 64 ـ 70 و الزام الناصب ج 1، ص 481 ـ 491
[9] ـ ناگفته نماند كه نامها، كنيه ها و لقبهاى حضرت مهدى(عليه السلام)، در دو كتاب پر محتواى «الزام الناصب»، تأليف مرحوم حائرى يزدى، و كتاب بسيار نفيس «نجم الثاقب» تأليف محدّث نورى ـ طاب ثراه ـ به تفصيل ذكر شده است.
[13] ـ سوره توبه، آيه 33 اوست خدايى كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرو فرستاد تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند اگرچه ناخوشايند كافران باشد.
[14] ـ كمال الدين و تمام النعمة ـ شيخ صدوق ـ ج 2 ص 670.
[15] ـ سوره اسراء، آيه 81 بگو حق آمد و باطل از بين رفت، همانا باطل نابود شدنى است.
[16] ـ الروضة ص 287.
[17] ـ سوره انبياء آيه 105 براستى بعد از ذكر، در زبور نوشتيم كه بندگان صالح من وارثان زمين خواهند بود.
[18] ـ تفسير على بن ابراهيم، ج 2 ص 77.
[19] ـ سوره حج، آيه 41 كسانى كه اگر آنان را در زمين قدرت بخشيم نماز به پا مى دارند و زكات مى دهند.
[20] ـ تأويل الآيات الظاهرة ـ كتاب خطى ـ.
[21] ـ سوره نور آيه 55 خدا به مؤمنان و شايستگان شما وعده داده كه آنان را در زمين همچون پيشينيان خلافت بخشد و دين مورد رضايت خود را براى آنان تمكين و اقتدار دهد و ترس آنان را به امنيّت تبديل كند تا مرا بپرستند و شرك نورزند.
[22] ـ تفسير عياشى ج 3 ص 136.
[23] ـ سوره نمل، آيه 62 جز خدا كيست كه دعاى درمانده واقعى را اجابت كند و بلاء را رفع نمايد و شما را خلفاى زمين قرار دهد؟
[24] ـ تفسير قمى ـ ج 2 ص 129.
[25] ـ بحارالانوار ج 51 ص 66.
[26] ـ مدرك پيش صفحه 29.
[27] ـ بحارالانوار ج 51 ص 65.
[28] ـ مدرك پيشين ص 51.

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در یکشنبه 28 مرداد1386 و ساعت 9:16 | Yahoo Sig

 

عبادت و صلوات

فضيلت ماه شعبان

شعبان ماه بسيار شريفى است و به حضرت سيد انبياء صَلَّى اللهِ عَلِيهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بگيرد بهشت براي او واجب مي‌شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه چون ماه شعبان فرا مي‌رسيد امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانيد اين چه ماهى است؟ اين ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله عليه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در اين ماه براى جلب محبت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بداريد. به حقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مى‌كنم كه از پدرم حسين بن على عليهماالسلام شنيدم كه فرمود شنيدم از اميرالمؤمنين عليه السلام كه هر كه روزه بگيرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پيغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست مي‌دارد و در روز قيامت كرامت خود را نصيب او مي‌گرداند و بهشت را براى او واجب مي‌کند.

شيخ از صفوان جمال روايت كرده كه گفت : حضرت صادق عليه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغيب کن. گفتم فدايت شوم مگر در فضيلت آن چيزى هست؟ فرمود بله همانا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مى‌ديد به مُناديى امر مى‌فرمود كه در مدينه ندا مى‌كرد: اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله به سوى شما. ايشان مى‌فرمايد آگاه باشيد همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه يارى كند مرا بر ماه من يعنى روزه در آن ماه روزه بگيرد.

سپس از حضرت صادق عليه السلام و ايشان از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل کرد که مى‌فرمود: از زمانى كه شنيدم منادى رسول خدا صلى الله عليه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حيات دارم ان شاء الله تعالى.

سپس مى‌فرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.

اعمال اين ماه شريف بر دو قِسم است: اعمال مشتركه و اعمال مختصه .

 

عبادت و صلوات

اعمال مشتركه ماه شعبان

 

1- هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.

2- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَىُّ الْقَيّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ» گفته شود. و در بعضى روايات "الْحَىُّ الْقَيُّومُ" پيش از "الرَّحْمنُ الرَّحيمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روايات استفاده مى‌شود كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه استغفار است و هر كس هر روز در اين ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماه‌هاى ديگر استغفار كند.

3- صدقه دادن در اين ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمايى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام مي‌کند. از حضرت صادق عليه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضيلت روزه رجب فرمود چرا غافليد از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد يابن رسول الله چه ثوابي دارد كسى كه يك روز از شعبان را روزه بگيرد؟

حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

عرض كرد يابن رسول الله بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه يكى از شما شتر تازه متولد شده‌اي را تربيت مى‌كند تا آن كه در روز قيامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

4- در کل اين ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِيّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسيار دارد؛ گفته شود. از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.

5- در هر پنجشنبه اين ماه دو ركعت نماز اقامه شود؛ که در هر ركعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحيد و بعد از سلام صد بار صلوات فرستاده شود تا حق تعالى هر حاجتى که دارد را برآورد. چه در امور دنيوي و يا  در امور معنوي. و نيز روزه اين ماه فضيلت بسيار دارد و روايت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زينت مى‌كنند. پس ملائكه عرض مى‌كنند خداوندا بيامرز روزه‌داران اين روز را و دعاى ايشان را مستجاب گردان و در روايت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگيرد حقّ‌تعالى بيست حاجت از حوائج دنيا و بيست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.

عبادت و صلوات

6- در اين ماه صلوات بسيار فرستاده شود .

7- در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب نيمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد عليه‌السلام روايت شده، خوانده شود که به شرح ذيل است :

اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَيْتِ الْوَحْىِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِيَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ يَامَنُ مَنْ رَكِبَها وَ يَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصينِ وَ غِياثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكينِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبينَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمينَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً كَثيرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ يا رَبَّ الْعالَمينَ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبينَ الاْبْرارِ الاْخْيارِ الَّذينَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلايَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِكَ وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِيَتِكَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ اَحْيَيْتَنى تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هذا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى كانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ يَدْاَبُ فى صِيامِهِ وَ قِيامِهِ فى لَياليهِ وَ اَيّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فى اِكْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى مَحَلِّ حِمامِهِ.

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَى الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فيهِ وَ نَيْلِ الشَّفاعَةِ لَدَيْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفيعاً مُشَفَّعاً وَ طَريقاً اِلَيْكَ مَهيَعاً وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى اَلْقاكَ يَوْمَ الْقِيمَةِ عَنّى راضِياً وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِياً قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنى دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْيارِ .

عبادت و صلوات

8- در اين ماه مناجات شعبانيه خوانده شود. اين مناجات از ابن خالويه نقل شده و گفته اين مناجات حضرت اميرالمؤمنين و امامان است.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ وَاْسمَعْ نِدائى اِذا نادَيْتُكَ وَاَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيكَ مُسْتَكيناً لَكَ مُتَضرِّعاً اِلَيْكَ راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابى وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَميرى وَلا يَخْفى عَلَيْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ وَ ما اُريدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى واَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتى وَ اَرْجُوهُ لِعاقِبَتى وَ قَدْ جَرَتْ مَقاديرُكَ عَلَىَّ يا سَيِّدى فيما يَكُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى مِنْ سَريرَتى وَ عَلانِيَتى وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضَرّى اِلهى اِنْحَرَمْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى يَرْزُقُنى وَ اِنْ خَذَلْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى يَنْصُرُنى.

اِلهى اَعُوذُبِكَ مِنَ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ اِلهى اِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَاْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سِعَتِكَ اِلهى كَاَنّى بِنَفْسى واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلى عَلَيْكَ فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنى بِعَفْوِكَ اِلهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِذلِكَ وَ اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَ لَمْ يُدْنِنى مِنْكَ عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُ الاِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَيْكَ وَسيلَتى.

اِلهى قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَيْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها اِلهى لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ اَيّامَ حَيوتى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنّى فى مَماتى اِلهى كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لى بَعْدَ مَماتى وَ اَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى اِلاّ الْجَميلَ فى حَيوتى اِلهى تَوَلَّ مِنْ اَمْرى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ اِلهى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فى الاُْخْرى اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصّالِحينَ فَلا تَفْضَحْنى يَوْمَ الْقِيمَةِ عَلى رُؤُسِ الاْشْهادِ اِلهى جُودُكَ بَسَطَ اَمَلى وَ عَفْوُكَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى اِلهى فَسُرَّنى بِلِقاَّئِكَ يَوْمَ تَقْضى فيهِ بَيْنَ عِبادِكَ اِلهى اعْتِذارى اِلَيْكَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرى يا اَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْهِ الْمُسيئُونَ.

اِلهى لا تَرُدَّ حاجَتى وَلا تُخَيِّبْ طَمَعى وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجاَّئى وَ اَمَلى اِلهى لَوْ اَرَدْتَ هَوانى لَمْ تَهْدِنى وَ لَوْ اَرَدْتَ فَضيحَتى لَمْ تُعافِنى. اِلهى ما اَظُنُّكَ تَرُدُّنى فى حاجَةٍ قَدْ اَفْنَيْتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْكَ اِلهى فَلَكَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً داَّئِماً سَرْمَداً يَزيدُ وَلا يَبيدُ كَما تُحِبُّ وَ تَرْضى اِلهى اِنْ اَخَذْتَنى بِجُرْمى اَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ اِنْ اَخَذْتَنى بِذُنُوبى اَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ اِنْ اَدْخَلْتَنىِ النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى اُحِبُّكَ اِلهى اِنْ كانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلى فَقَدْ كَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِكَ اَمَلى اِلهى كَيْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْروماً وَ قَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِكَ اَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاةِ مَرْحُوما.ً

 اِلهى وَ قَدْ اَفْنَيْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ اَبْلَيْتُ شَبابى فى سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ اِلهى فَلَمْ اَسْتَيْقِظْ اَيّامَ اغْتِرارى بِكَ وَ رُكُونى اِلى سَبيلِ سَخَطِكَ. اِلهى وَ اَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَيْكَ اِلهى اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائى مِنْ نَظَرِكَ وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ اِلهى لَمْ يَكُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ اِلاّ فى وَقْتٍ اَيْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِكَ وَ كَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِاِدْخالى فى كَرَمِكَ وَ لِتَطْهيرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ اِلهى اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ وَاْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَاَطاعَكَ يا قَريبَاً لا يَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ وَ يا جَواداً لايَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ. اِلهى هَبْ لى قَلْباً يُدْنيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِساناً يُرْفَعُ اِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ اِلهى إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ اَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ. اِلهى اِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنيرٌ وَ اِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجيرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ يا اِلهى فَلا تُخَيِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِكَ وَلا تَحْجُبْنى عَنْ رَاْفَتِكَ اِلهى اَقِمْنى فى اَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ اِلهى وَ اَلْهِمْنى وَ لَهاً بِذِكْرِكَ اِلى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتى فى رَوْحِ نَجاحِ اَسْماَّئِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ.

اِلهى بِكَ عَلَيْكَ اِلاّ اَلْحَقْتَنى بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِكَ وَالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ فَاِنّى لا اَقْدِرُ لِنَفْسى دَفْعاً وَلا اَمْلِكُ لَها نَفْعاً اِلهى اَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنيبُ فَلا تَجْعَلْنى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ اِلهى هَبْ لى كَمالَ الاِنْقِطاعِ اِلَيْكَ وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياَّءِ نَظَرِها اِلَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصيرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ اِلهى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَناجَيْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً.

اِلهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاْياسِ وَلاَ انْقَطَعَ رَجاَّئى مِنْ جَميلِ كَرَمِكَ اِلهى اِنْ كانَتِ الْخَطايا قَدْ اَسْقَطَتْنى لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنّى بِحُسْنِ تَوَكُّلى عَلَيْكَ اِلهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْيَقينُ اِلى كَرَمِ عَطْفِكَ اِلهى اِنْ اَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتْعِدادِ لِلِقاَّئِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلاَّئِكَ اِلهى اِنْ دَعانى اِلَى النّارِ عَظيْمُ عِقابِكَ فَقَدْ دَعانى اِلَى الْجَنَّةِ جَزيلُ ثَوابِكَ.

اِلهى فَلَكَ اَسْئَلُ وَ اِلَيْكَ اَبْتَهِلُ وَ اَرْغَبُ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَنى مِمَّنْ يُديمُ ذِكَرَكَ وَلا و يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَلا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَلا يَسْتَخِفُّ بِاَمْرِكَ اِلهى وَ اَلْحِقْنى بِنُورِ عِزِّكَ الاْبْهَجِ فَاَكُونَ لَكَ عارِفاً وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خاَّئِفاً مُراقِباً يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرينَ وَ سَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً.

اين از مناجات‌هاى جَليلُ الْقَدْر اَئمه عَليهمُ السلام است.

عبادت و صلوات

اعمال مُختصّه ماه شعبان

شب اوّل

دوازده ركعت که در هر رکعت حمد يک مرتبه و يازده مرتبه توحيد خوانده شود.

 

روز اوّل

1- روزه‌ اين روز فضيلت بسيار دارد و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه هر كه روز اوّل شعبان را روزه بگيرد براى او بهشت واجب مي‌شود.

2- سيد بن طاوس از حضرت رسول صَلَّى اللهِ عليه و آله براى كسى كه سه روز اوّل اين ماه را روزه بگيرد ثواب بسيارى نقل كرده است.

3- در شب‌هاى سه روز اول دو ركعت نماز وارد شده که در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد يازده مرتبه خوانده شود.

 

روز سوّم

روز سوم، روز مباركى است كه امام حسين بن على عليهماالسلام در اين روز متولد گشت. از قاسم بن عَلاء همدانى وكيل امام حسن عسكرى عليه السلام نامه‌اي رسيده که مولاى ما امام حسين عليه‌السلام در روز پنجشنبه سوم شعبان متولد گشت پس اين روز را روزه گرفته شود و دعاي ذيل در آن روز خوانده شود.

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى هذَا الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَكَتْهُ السَّماَّء ُوَ مَنْ فيها وَالاْرْضُ وَ مَنْ عَلَيْها وَ لَمّا يَُطَاْ لابَتَيْها قَتيلِ الْعَبْرَةِ وَ سَيِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ يَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَالشِّفاَّءَ فى تُرْبَتِهِ والْفَوْزَ مَعَهُ فى اَوْبَتِهِ والاْوصِياَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ حَتّى يُدْرِكُوا الاْوْتارَ وَ يَثْاَروُا الثّارَ وَ يُرْضُوا الْجَبّارَ وَ يَكُونُوا خَيْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ. اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَيْكَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسيَّئٍ اِلى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فى يَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ يَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ رَمْسِهِ.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ. اَللّهُمَّ وَ كَما اَكْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَ سابِقَتَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ يُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَ يُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَيْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلى جَميعِ اَوْصِياَّئِهِ وَ اَهْلِ اَصْفِياَّئِهِ الْمَمْدُودين مِنْكَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَالْحُجَجِ عَلى جَميعِ الْبَشَرِ. اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى هذَا الْيَوْمِ خَيْرَ مَوْهِبَةٍ وَ اَنْجِحْ لَنا فيهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَما وَ هَبْتَ الْحُسَيْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ .

از امام صادق عليه السلام براي اين روز دعايي روايت شده که امام حسين عليه السلام در روز عاشورا خوانده‌اند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ عَظيمُ الْجَبَرُوتِ شَديدُ الِمحالِ غَنِى َُّعنِ الْخَلايِقِ عَريضُ الْكِبْرِياَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَريبُ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَريبٌ إذا دُعيتَ مُحيطٌ بِما خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَيْكَ قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ ما طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاً وَ اَرْغَبُ اِلَيْكَ فَقيراً وَ اَفْزَعُ اِلَيْكَ خاَّئِفاً وَ اَبْكى اِلَيْكَ مَكْرُوباً وَ اَسْتَعينُ بِكَ ضَعيفاً وَ اَتوَكَّلُ عَلَيْكَ كافِياً اُحْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا (بِالْحَقِّ) فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوابِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَ وَُلَْدُ حَبيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ الَّذِى اصطَفَيْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَائْتَمَنْتَهُ عَلى وَحْيِكَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ .

 

شب سيزدهم

اولين شب از لَيالى بيض است و كيفيّت نماز امشب و دو شَبِ بعد در ماه رجب گذشت .

 

                                                                          التماس دعا

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در چهارشنبه 24 مرداد1386 و ساعت 13:12 | Yahoo Sig

 

 سخنرانی آیینی دارد
 انسان و مسكن
 صبروموفقیت
 نظام بهداشتي اسلام
 نقش رسانه های جمعی در جوامع
 آداب سخن گفتن
 ساقی بزم شهود
 پشتوانه های فکری برای نیک سخن گفتن
 رسانه ها و هویت
 اهمیت گفتار
 عوامل مؤثر در وراثت و نقش آنها
 شبیه کدامیک پدرم یا مادرم
 نقش دين درخوديابي

برخی از عوامل موفقیت امام خمینی رحمه الله

امام خمینی منادی عزت مسلمین

راز آن امتحان بزرگ

شهادت‌آب

هويت ملي ومذهبي

خانه، کتاب، مطالعه

ویژگیها وخصلت های درونی انسانهای محبوب

آرزوی مفید وآثار آن

طلاب ونيت صحيح داشتن

چرا جام زهر؟

ابعاد و اركان تبليغ موفق

هويت

امام از نگاه يك خبرنگار غربي (آمريكايي)

تاریخچه حجاب وعفاف درادیان واقوام گذشته

منبر جذاب

جهانی شدن، هویت ملی، تهدید معنوی

 

آثار اعتماد به نفس

ضلالت

اعتماد زمينه محبوبيت

استانداردسازی منابع انسانی آموزش وپرورش

هاديان الهي

صراط مستقیم و نخبگان هدایت

صهيون

ويژگيها وخصلت هاي اجتماعي افراد محبوب

مواد مخدر ؛ حرام يا مباح !؟

شنونده خوبي باشيم

شاخصه های مردم داری

شفا و جنبه هاي متافيزيكي

تمرين تقويت اراده

ارزش زمان

آيا مي دانستيد كه ...

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در چهارشنبه 24 مرداد1386 و ساعت 12:33 | Yahoo Sig

ولادت امام محمد باقر (ع) مبارک باد

 نگاهي گذرا به زندگي امام باقر عليه السلام 
 سيره عملي امام باقر عليه السلام 
 ويژگي هاي امام ؛ در خطبه حضرت باقر عليه السلام 
 اندرزهاي امام باقر عليه السلام به جابربن يزيد جعفي 
 مناظره راهب نصراني با امام باقر عليه السلام 
 گريه در کنار خانه خدا 
 خزانه داران خدا در آسمان و زمين 
 امام نگران دوستان است ! 
 راضي به رضاي خدا 
 نتيجه استغفار زياد 
 کليد رستگاري 
 فرد و جامعه سالم و بيمار ( سخنراني استاد رضا الهي ) 
 نواي شادي 
 تصاوير ويژه 
 Screensaver 

+ نوشته شده توسط رسول حیدری نژاد در دوشنبه 25 تیر1386 و ساعت 9:24 | Yahoo Sig